به شما ربطی نداره دخالت نکنید!!!!!!!!!!!!!

به شما ربطی نداره پس بهتره دخالت نکنید!!!!
.
.
در اکثر مجامع وجلساتی که برای والدین برگزار میشود ومن سخنران ان هستم یک گله ومشکل همه جا تکرار میشود وعموما هم با حالت استیصال ودرماندگی مطرح میگردد
والدین گله میکنند که بچه ها درس نمی خوانندوهرآنچه را هم والدین در این ماجرا تذکر میدهمن فایده ای ندارد!
بنابراین حاضرند هرنوع خرجی بکنند تا یک نفر پیدا شود وکمی بچه آنها را نصیحت کند. اما واعیت اینست که هیچ راهی موثر تر از کنار گذاشتن کنترل درسی توسط والدین پاسخگو نیست!
والدین چون هیچ مهارت آموزشی ندارند در زمان پی گیری آموزشی عموما فشاری سنگین واضطراب آور ویا باج دهی انگیزه کش انجام میدهند که هردو توانائیهای دانش آموز را تضعیف میکند.
پس بهتر است کار آموزشی را به مدرسه ونظام آموزشی بسپارید وشما صرفا پدر ومادر فرزندانتان بمانید وبا این مسیر غلط بیش از این روابط خود وفرزندانتان را تخریب نکنید . پس بپذیرید مسولیت آموزشی وپیشرفت تحصیلی بچه ها به شما ربطی نداره پس بهتره دخالت نکنیم تا روابط خود را ازدست ندهیم.

/ 6 نظر / 5 بازدید
کیانوش کمانگر

سلام آقای رضایی... لطفاً این پست را با طلا بنویسید ...

م

احسنت ! من در تمام عمرم جزو شاگرد خوب های کلاس بودم، در مسابقات کشوری، مدال طلا آوردم، لیسانس و ارشد را در بهترین دانشگاه کشور خواندم، و هیچ وقت پدرم نگفت درس بخوان، مادرم هم فقط می گفت درس خواندن خوب است! فقط یادم می آید یک بار هم که در دوم راهنمایی از درس تاریخ بدم می آمد و نمی خواندم، مادرم اصرار می کرد که بخوان و من بدترین نمره ی عمرم (ده و بیست و پنج) را از این درس گرفتم. مادر بیچاره کوتاه آمد و من اکنون در حال نوشتن پایان نامه ای عالی در رشتۀ تاریخم! اما یک نکته: پدر و مادرم واقعاً عاشق علم و فرهنگ بودند و من این را می دیدم. همین.

مریم یزداندوست

با سلام بله کاملاً موافقم ، دقیقاً همین مساله در خانواده ما هم بوده و همگی بچه ها تحصیلات عالیه در بهترین دانشگاهها را دارن و شاگرد اول بودن در تمامی مقاطع و قبولی در بهترین رشته و دانشگاه تو خونه ما یه مساله عادی بود و 3 تامون هم که رتبه های ارشدمون 2 رقمی بسیار عالی بود چیزی که آرزوی خیلی هاست ... و واقعاً این مساله واقعیت داره چون هیچ وقت ما را توصیه به درس خوندن نکردن و نتیجه بسیار خوبی هم داشت :))

مریم یزداندوست

منظورم از توصیه ، فشار زیاد و اجبار بود [چشمک]

ف.ش

باور ندارم چیزی رو که الان می بینم.به خاطر یک اشتباه تمام روحیه م رو برای درس خوندن ونمره خوب گرفتن از دست دادم...برای خودم غریبه شدم.نمیدونم چرا طی یک جابه جایی مدرسه ان قدر تغییر کردم.اعتماد به نفسم از بین رفته .هیچ وقت خانواده برای درس خوندن اجباری به من تحمیل نکردن...اما خودم!نمره بیست یا نوزده من تبدیل به دوازده شده!!!و این تقصیر خودمه!حالا هم تنها چیزی که میفهمم اینه که باید برگردم...این مدرسه جدیداونم یک سال قبل ازکنکور هیچ وقت موجب رشد من نشد.برعکس به خاطر سخت گیری و فشار شدید با مغز زمینم زد! به نظر شما فشار مدرسه و استرسی که میدن میتونه عامل این اتفاقات باشه؟!

مینا

قبول ندارم! والدین من کنترل روم نداشتن اوایل مشکلی نداشتم ولی کلن همیشه از درس خوندن بدم میومده و من الان ساده ترین اصول درس خوندن رو هم بلد نیستم و عذاب میکشم! چون به درس خوندن عادت ندارم!