حیف است از این فرصت آموزشی استفاده نکنید

من هم کنار شما به عنوان یک شاگرد حضور خواهم داشت.
از ۷۰۰ صندلی سمینار پیامها در مذاکره (شش شهریور) کمتر از نود تا مونده که مطمئناً تا یک شنبه یا دوشنبه پر می‌شه. تا جایی که می‌دونم تنها سمینار علمی این سالهای اخیره که مجبور نیست تا شب سمینار ثبت نام داشته باشه. 
دوستان زیادی کمک کردند و می‌کنند که بعداً تشکر خواهم کرد.
اما اینجا می‌خواستم از لطف دوستان خوبم در فیس بوک تشکر کنم که وقتی خواهش کردم اطلاع‌رسانی کنند و به اشتراک بگذارند،‌ این لطف رو از من دریغ نکردند.
امیدوارم با تلاش تیم بزرگی که داره کار می‌کنه،‌ اون روز بتونیم یک کلاس آموزشی هفتصد نفره داشته باشیم نه فقط یک مهمانی بزرگ.
www.negotiation.ir

 
/ 4 نظر / 3 بازدید
شاگرد قدیمی

سلام جناب رضایی . سپاسگزارم . بارها مصاحبه شما رو با ایشون گوش کردم و هر بار درک تازه ای پیدا میکنم اما بهترین بخش این آرزو بود که " میخوام خانه ای داشته باشم از خاک باشه اما جنسش از "افلاک " باشه " امروز جایی نقل قول متنی رو خوندم که بسیار جالب بود و ...و به نوعی سر آغاز من در ... و تغییر نوع نگاهم به این کمک خواستن "یکی دو ماه پیش از سر کار اومدم خونه اونروز از صبح فکرم مشغول این بود که چطور میتونم خودم خودسازی رو انجام بدم. (اون موقع بیشتر به رفتارهای خودتخریبی فکر میکردم) وقتی از آسانسور اومدم بیرون دیدم از طبقه سرو صدای زیاد میاد ، دویدم پایین دیدم یه کبوتر از یکی از پنجره ها اومده بود تو راهرو ساختمون، حیوونی میخواست بره بیرون ولی مرتب محکم و محکم تر خودشو به شیشه ها میکوبید، میخواست خودشو رها کنه ولی داشت نابود میکرد. "

شاگرد قدیمی

صحنه خیلی رقت اوری بود. با خانم همسایه پرنده رو گرفتیم. وقتی داشتم می بردمش پشت بوم که ازادش کنم قلبش تو دستم بود بس که تقلا کرده بود. وقتی ازادش کردم و رفت تو قلب آسمون، به این فکر میکردم اون کبوتر با اون راهی که بلد بود هیچ وقت خودش به تنهایی نمیتونست خودشو نجات بده. من که بیشتر از خوب و بد ذهنم نمیتونم بیشتر برم ، هنر کنم همونیکه فکر میکنم درسته انجام بدم. اولین بار بود که به ذهنم رسید شاید لازمه از کسی کمک خواست کسی که راه بلده.

دوستدار

سلام گواراي وجود شما و همه ي دوستان عزيزي كه توفيق شركت در اين سمينار رو دارن. خيلي دلم ميخواست منهم قطره اي از اين دريا بودم، افسوس كه امكانش نيست. انشالله بزمتان پر رونق و پر دستاورد ... يقينا از دستاوردهاي اين مهماني بزرگ ما را بي نصيب نخواهيد گذاشت. منتظر خواندن يادداشتهايتان هستيم. [گل]

یزداندوست

چقدر تجربه جالبی از پرنده نوشته اید :)