چگونه عقده‌هاوسایه‌ها روابط زن ومرد را تهدید و تخریب میکنند؟

.
.
امروز 31 تیر ماه سال 93 است. به همراه سایر اعضای گروه تدوین محتوای بنیاد فرهنگ زندگی دور هم جمع شدیم تا حاصل مطالعاتمان جهت تدوین محتوای کارگاه آموزشی رابطه زن و مرد را به اشتراک بگذاریم، تا به یک باور و مسیر مشترک دست پیدا کنیم.

/ 9 نظر / 3 بازدید
خرید ساعت مچی

با سلام انصافا سایت زیبایی دارین.این رو جدی میگم... دوست داشتین به فروشگاه من هم سر بزنید همه ی محصولات 70 درصد زیر قیمت بازار عرضه شده اند دیدنشون ضرر نداره این ادرسشه nikimarket.ir امیدوارم موفق باشین.

شاگرد قدیمی

سلام استاد . فایل برای من تکمیل کننده حدس دیشبم بود بعد از اتمام سمع سی دی های آرامش و باران سیل آسای دیشب بعد از درک سنگینی زیادی که تقریبا و کم کم دارم شعبه هایش را پیدا میکنم . تنها چیزی که نگرانم کردم ولی سعی میکنم با وجودش به نوعی تنظیم نفس انجام بدم . فروپاشی جسمی است که برخی علائمش رو با شما در میون گذاشتم و نگران اتفاق جسمی خدای نکرده غیر قابل جبران هستم که داره خودش رو بصورت ضعف شدید جسمانی نشون میده چیزی مثل روح دنبال معنا که در جسم فرسوده به دام افتاده باشد .نکات جالب فایل برای من 1- اشاره به " دغدغه معنا و کندن از گذشته ، از عقده ها و سایه ها عبور کردن ، برای رسیدن به افقی که منظور اصلی توست از زندگی چه در مقابله با خودت چه دیگران " 2- با در میان گذاشتن نقطه نظرات و جمع بندی ، درک کردم گمگشته من چنین چیزی است البته در حوزه مسائل اعتقادی در وهله اول برای سیر خودم و غرق شدن خودم در مسیر و در وهله بعد انتقال به دیگری یا دیگران ، چون همیشه دقت که کردم به اساتید و معلمان زندگی ام ، مسائلی رو با شوق و بدون تعصب و... از دیگری دریافت کردم که شخص ابتدا به ساکن خودش عامل بوده

شاگرد قدیمی

بیشتر مسئله من، اثر انتقال است تا ... نمیدونم تونستم منظورم رو انتقال بدم . یعنی من زمانی میتونم در مورد غذایی و طعمش یا ... نظر بدم که در وهله اول خودم با چشیدن ( که عمق درک خوردن هست ) و خوردن و هضم غذا و ...تفکیک مواد و کیفیت و به نوعی بالا و پائین کردن اون ، راجع بهش نظر مثمر ثمر بدم .نظری که روی هوا نباشه . در مورد غذای روح هم اینطوری هست که شدیدا دغدغه الان من هست . که باید اول مسئله برای خودت هضم بشه و طعمش رو خودت درک کرده باشی ، بعد وقتی با شور و اشتیاق بیان مطلب میکنی یعنی طعم اون کلام رو با ذره ذره وجودت درک کردی و به نوعی عمل کننده بودی ( که این مسئله سیر استدراجی دارد با توجه به سیر تدریجی تکامل . و اگه حقیقت تلخی رو درک کرده باشی در معنا ، با قاطعیت بیان ضرر میکنی . مثلا یکی از دلایل خیلی از اعمال منافی آداب اینه که ما در تجسم عمل دچار مشکل میشویم ولی اهل معنا به کنه موضوع رسیدند و بر اساس اون فتوا میدن که هر کدوم از ما بسته به سیر خودمون پیش میریم تا ... به همین دلیل هم بیان میشه که قرآن 7 بطن و آن 7 بطن ، خود 70 بطن رو داره که بسته به طهارت خودمون میتونیم درک بهتر و عمیقتری از موضوع داشته ب

شاگرد قدیمی

باز هم تشکر میکنم بابت اجازه بیان و پیشبرد ... " به قول مادرم که حرف جالبی میزنن و میگن لازم نیست در کمک به دیگری حتما نظر بدی و ... سعی کن بهش این اطمینان به طرف داده بشه که من گوش شنوا و بدون قضاوت تو هستم ، همین .حال اگر در تکمیلش خواستی راهنمایی کنی و تونستی که چه بهتر " این مسئله دغدغه من بود . من هنوز که هنوزه از کلمه " بی عرضه " عذاب و فشار زیادی میگیرم که در مراجعه به دکتر و بیان این مطلب فرمودند که اگر تو بی عرضه بودی دو تا مدرک و ... نمیگرفتی و من تازه اونجا داشتم فکر میکردم ولی بازم به کنه وجودم نمیرفت . نکته دیگه دریافتی در مورد خودم از فایل شما این بود که تازه فهمیدم من عمل کننده عمل و تائید کننده نمیخواستم تا بدین جا از طرف مقابل( والدین و استاد و دوستان و ...) فقط میخواستم در مسیر نگهدارنده من در طی مسیر باشند که زمان خروج آلارم بهم بدن و... بچه برای راه رفتن ، از شما نمیخواهد که به جای او راه بروید چون قطعا و ظاهرا چنین درخواستی درست به نظر نمی آید ، بلکه او میخواهد که شما از دور نگاه کنید و یه کم مونده به افتادن که شروعش با خم شدن بچه است

شاگرد قدیمی

شما با لبخندی ملایم و آرامش بخش به او بگوئید عزیزم ، مراقب باش .اینطوری بچه بدون ترس و یا ... کنکاو میشه و شاید به یه سری نتایج هم خودش در اثر آرامش انتقالی ما بهش برسه برای حفاظت از خودش . این مسئله در رانندگی برای من نمود داشت و در نظر گرفتن و مقایسه واکنش من نسبت به رانندگی با بقیه همسالان در فامیل . پدر قبل از شروع آموزش تنها من رو سوار ماشین خودشون کردن در آخر شب که خیابان ها خلوت بود که خود نوعی اعتماد دادن بود و از طرفی با آرامش برخورد میکردند گاه خودم درک میکردم که پدر دلواپس بودند اما این رو مستقیما به من انتقال نمیدادند و این باعث علاقه و لذت شدید من داشت تا آنجا که در جلسه 7 از 12 جلسه آموزش دیدم یعنی به نوعی در اثر بخشی و ثمر دهی ، به نوعی نقش کاتالیزور رو هم ایفا کرد . بنظرم این چیزی است که اکثرا از دیگری خواستاریم چون همه ما بالذاته توانمند آفریده شدیم چون خالق ما ...بگذریم که مدرس با بیان مطلبی ما رو نسبت به رانندگی خانم ها ...کرد " من از ابتدا عادت به رانندگی دو دستی نداشتم و این یه دستی رانندگی کردن من ، برچسب مردونه رانندگی خوردن خورد که حس خوبی رو برام نداره چون گمان میکردن من میخوام م

شاگرد قدیمی

رانندگی کنم و تاکید بر دو دستی رانندگی کردن داشتن که من مجبور شدم به این کار و چپ و راست شدن ماشین اثبات کرد که واقعا با دو دست از تعادل خارج میشدم و این مسئله یه ته ریشه تلخ ایجاد کرد تو مسئله رانندگی در مورد من .که این مسئله میتونه برای بقیه تو مسائل دیگه .بزرگتر یا کوجکتر و..باشه پس به نظرم دوچیز مهم میاد : 1- اعتماد بخشی به طرف مقابل - که این لزوما به معنای جای دیگری انجام دادن نیست " که این مسئله اصلی پیشرو من است در کل جمله نیاز به کمک رو حس میکنم . 2-برچسب نزدن به فعالیت ها . درسته بعضی چیزها واقعا تقسیم زنانه و مردانه داره واما گاهی این تفکیک به ساده ترین مسائل هم تسری داده میشه که این خودش حساسیت زاست و تبعا فیدبک + و - به همراه میاره بسته به جنس آدمها و پیش زمینه هاشون . سپاسگزارم .

شاگرد قدیمی

دیشب بسته به تمایل همیشه در زمان دلگیری و دلتنگی تفالی به حافظ داشتم که عجیب بود جوابش و خیلی منو به فکر برده و دلنشین بود پیامش : یار گفت آیا از لب لعل من آرزو و تمنای بوسه ای نداری جواب داده ایم :" آری ، من دراین آرزو جان نثار کردم اما برای من قدرت و قوت "دیدار" نمی باشد ) ( اگر چه حافظ خرینه دار گنج دانش و معرفت است اما از دست روزگار و اندوه آ» قریحه و استعداد سخن پرورش خاموش شده است. بدرود

شاگرد قدیمی

اللهم عجل لولیک الفرج و سهل له المخرج واجعلنا من انصاره و اعوانه تو بجای همه ی ما مرد باش و مقاومت کن ، وقتی ما حتی به اندازه نخوردن پپسی و نستله مرد نبودیم نازنینم تو بجای ما مرد باش " خدایا این زنان و کودکان بی گناه رو ..."

شاگرد قدیمی

وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی، هر جا که میخواهی باش،چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکیست. "دکتر شریعتی