خودتان وکیفیت زندگیتان را بسنجید!

اگر احساس می کنید دیگه دیر شده وتلاش اضافه هم راه به جایی نمیبرد.
اگر احساس میکنید خیلی کار عقب مانده دارید اما حسی برای انجامش ندارید.
اگر انتخابهای دیروز دیگه برای شما جالب نیست وانتخاب بهتری هم ندارید.
اگر موفقیت هایتان دیگر برایتان خوشحال کننده ولذت بخش نیست.
اگر فکر میکنید بدون دستاوردهایتان ذره ای ارزشمند ودوست داشتنی نیستید.
اگر احساس میکنید با اضافه کردن هر چیزی تازه ای طعم تازه ای به زندگیتان نمیدهد.
درگیری ونارضایتی شما از خودتان وروابطتان رو به افزایش است.
حجم زیادی از دغدغه شما فرم وسایر بدنتان تشکیل داده ودر رسیدن به سایز دلخواه ناکام میشوید.
اگر فکر میکنید برای احساس ارزشمندی مدام به تولید موفقیت ومفید بودن احتیاج دارید.
اگر فکر میکنید خیلی زود احساساتی میشوید واشکتان جاری میشود ویا بغض میکنید واز این موضوع رنج میبرید.
اگر پاسخ شمابه وضعیتهای بالا مثبت است، تحلیل من این است که شما در حال گم کردن مسیر خود در زندگی هستید
واگر در حین جواب دادن اضطراب بالاتر میرود ویا حسی از غم دارید شما به کمکهای مناسبی احتیاج دارید
واگر حسی از ناکامی ودلسردی داشتید به کمکهای فوری تری احتیاج دارید.
واگر شما حس کردید دارید کم کم به این وضعیت خو میکنید میتوان گفت شما مشغول خیانت به خود هستید.
اگر کتاب خوانده اید اما در تغییر وضعیت ناکام مانده اید ، تحول برای شما به تنهایی ممکن نیست وشما نیازمند کمک راهبری از بیرون هستید.
اگر شما از اطلاعات کافی برای تغییر برخوردارید ولی هنوز حرکتی رخ نداده ، شما نیازمند تمرینها کاربردی وموثر هستید. 

واگر بدنبال مدلی مناسب وفراگیر برای پاسخگویی به این مسائل هستید بهتر است دعوت ما را بپذیرید وامادگی خود را برای همسفری با من به تلفن 88524100_3اعلام کنید.

/ 11 نظر / 65 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساناز

والا من منتظر جوابتونم [خواب]

فهیمه

سلام تنها راهی که به فکرم خورد شما بودید تو رو خدا کمکم کنید خسته شدم از بس به فکر مرگ بودم حتی دیگه نمی خوام زندگی کنم همش میترسم این دلشوره های لعنتی دست از سرم بر نمی داره هر چیز کوچکی حالمو بد می کنه حتی صدای تلویزیون کل روز به فکر اینو اونم که نکنه خدایی نکرده اتفاق بدی بیفته خسته شدم دلم می خواد همه رو تو خونه نگه دارم هیچ کس بیرون نره عصابم خورده دلم می خواد منم زندگی کنم هر کاری میکنم درست نمیشم دکتر رفتم قرص اعصاب داد فقط شبها خوب می خوابیدم ماه بد بهم قرص شادی روز داد یه دکتر دیگه رفتم گفت زود این قرصارو می خوری ......نمی دونم چه کار کنم تو رو خدا کمکم کنید

شاگرد قدیمی

با عرض سلام و اجازه خدا از امام حسین (ع) نمی گذرد و جهان رو در کربلا متوقف داشته ، چرخه ی حیات در عالم ، دوباره از کربلا خواهد چرخید .همه باید به کربلا برگردن ... حیات ، دوباره از کربلا آغاز خواهد شد ، همان حیاتی که دوباره در ذکر امام حسین (ع) پیدا خواهی کرد .همان حیاتی که تو ، در کنار حرم آقا امام حسین (ع) دوباره پیدا میکنی و احیا میشی ... امام حسین (ع) ، با فطرت ها حرف میزنه . یادتون باشه ... متوقف نشید پشت سر موانع خود ساخته و پیش ساخته که دشمن ایجاد کرده ... امام حسین (ع) ، شما را از فراز موانع عبور میدهند و دلها رو تسخیر میکنند . " فهیمه بانو ، خواهر گرامی ، من شما رو نمیشناسم اما بسیار با حالات شما آشنایم و مدتی عجین بودم و حالا هم ... سعی کنید مراسم های ماه محرم و صفر رو شرکت کنید و از آقا (ع) بخواهید ، محال هست که بی جواب بمونید ... شاید در شرایط شما این صحبت من برای شما پذیرفته نباشه اما من تجربه ی شخصی ام رو خدمت شما عرض کردم .( صادقانه بگم من تا مرز جنون رفتم و اگه آقا نبود ... خجالت نمیکشم که بگم ، چون کوچکی من مهم نیست ، بزرگ بودن و با محبت بودن آقام هست که مهمه و باید لمس شه

شاگرد قدیمی

بانو ، امیدوارم این گذر سخت زندگی رو با نگاه آقا (ع) به بهترین شکل ، گذر کنید . التماس دعا از شما و همه بزرگواران . ( سال گذشته درست در همین زمان ، من از عالم و آدم بریده بودم و حالی داشتم که هیچکس جز آقا (ع) ... )

شاگرد قدیمی

" امام حسین (ع) ، با" فطرت ها "حرف میزنه . یادتون باشه ..."

فهیمه

مرسی دوست عزیز که وقت گذاشتی و کامنتمو خوندی ........من خدا پیغمبر قبول دارم در هر شرایطی ولی مراسم های محرم هیچ وقت تجربه نکردم اصلا این روزا حالم بدتر میشه حتی نجوا های تلویزیو ن که به کوشم می خوره حالمو بد می کنه و سعی میکنم گوش ندم و خودمو دور کنم ....من هر چی میخواستم تا الان از خدا خواستم ولی در مقابلش هیچی ندیدم حتی کوچیک ترین چیزا که فقط خوشحالم کنه همین ..و این باعث شده که بهم بر بخوره ...............

شاگرد قدیمی

سلام مجدد بانو ، قصد جسارت نداشتم ، شکی نیست در اعتقادات شما ... من دقیقا منظورم همین مطلبی بود که فرمودید ، حس جدایی و یاس از نگاه خدا و شنیدن نواها ... بانو ، سعی کنید شرکت کنید و نوای دلتان را با امام (ع) هم نوا کنید . باز قسمتی از تجربه ی شخصث خودم رو خدمت شما عرض میکنم ... من سال گذشته حالی داشتم که یکباره و به طرز شدیدی ایجاد شد ، طوری که هنوز هم شروع حالم و علتش برام مبهمه و حالی شبیه حال شما ، با استاد معنوی ام که مشورت کردم فرمودند که از اینگونه فضا ها دور شدی و انرژی های منفی در وجودم تجمع کرده بدلیلی که از آنجایی که بخشی از آن شخصی است از بیان آن معذورم . بعد از سه ماه در این حال اسیر شدن ، ماه محرم شروع شد و من با سخت ترین شرایط و به نوعی کشان کشان خودم رو به مراسم میرسوندم !!! تمام حرفم به اقا (ع) این بود که هیچکس حال منو نمیفهمه ، حتی خودم هم علتی ظاهری براش ندارم و فقط یه معجزه میتونه منو نجات بده ، یادمه یه روز که داشتم میرفتم حوزه ی علی بن موسی الرضا (ع) استاد بروجردی ، نوایی ( که بنطوم جز نوای شیطان درونم چیز دیگری نبود ، منو مایوس کرد که واقعا فکر میکنی برات معجزه میشه و چیز دیگه پاسخ داد

شاگرد قدیمی

بگو همین که با این حال ... توان کم و ... و قدم هایم به سمت این مراسم می آید ، این خود معجزه است ، فکر میکنی معجزه باید چی باشه ؟!شاید باورش براتون سخت باشه اما دیگه اون نوا با قدرت اولیه ی خودش نتونست منو متوقف کنه ... من هم هنوز خیلی چیزها خواستم که ظاهری بهش نرسیدم و گاه دلگیر شدم اما بعد از این اتفاق به این مطلب رسیدم که گاه به خودم دروغ گفتم که همه چیز رو به خدا سپردم ،‌ در حالی که همیشه دست پنهان خدا با من بوده ، چون گاه در زندگی فشارهایی مواجه میشدم که ... رسیدم به اینکه اولا با خودم صادق باشم و تکلیفم رو با خودم روشن کنم . به خدا گفتم راضی نشو بنده ی تو که بسیار روی آبرویش حساس هستی در اثر ... به بنده ی دیگری رو بیندازد و گاه این مطلب خود نمکی شود بر زخمش و خیلی حرفهای دیگه ... بعد از دوماه محرم و صفر تغییر رو میتونستم درک کنم . قبول دارم در نظر اول سخته اما فقط خودتون رو بسپارید ، و مرتب به نوعی خدا رو چک نکنید که نعوذ بالله داره کارش رو خوب انجام میده یا نه . لازمه از شما تشکر هم کنم که بسیاری از حرفهایی که بیان کردم به نوعی خودم هم مخاطبش ، حتی شاید مخاطب اصلی اش بودم . موید باشید ان شاالله .

شاگرد قدیمی

" عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم ، عسی ان تحبوا شیئا و هو کره لکم " متقابلا از شما التماس دعا دارم ، چرا که این راه را پایانی نیست و مرتبا به عناوین مختلف ، سنجش خواهیم شد . حتی گاه شده که بدون هیچگونه رفرنسی ، آزمون شدم و ... ( سال گذشته من صدای آدمها ، تلویزیون و حتی نوحه ها را تاب شنیدن نداشتم و در عین حال از این حالم شاکی بودم ، این یقینا کید شیطان بوده چون برای هر کس از مسیر خودش وارد میشه ... و سعی میکنه ضربه رو از همون ناحیه بزنه ، سماجتش هم درست مثل سماجت یه پشه هست که مرتبا در گوش ما وز وز میکنه ، یا باید کشتش یا اگه هنوز قوی نشدی ، اعتقادات ( هر چند کم ) مثل یه پشه بند ، مصونیت ایجاد میکنه . ( حجاب بر تن ، درست برای من تجسم ، پرده ایست که بر پنجره خانه میزنیم که در عین اینکه ما رو محدود نمیکنه از خانه و حریم خانه ما محافظت میکنه .) چقدر خودم به تذکر دوباره این مطالب احتیاج داشتم و خدا رو شاکرم که ... با اجازه ی جناب رضایی ( آدرس حوزه ی علی بن موسی الرضا (ع) ، خ دولت ، خ اخلاقی ، ک محبوبه دانش - اگه تمایل داشتید شرکت کنید ، سال گذشته از ساعت 2-4 بود . )

شاگرد قدیمی

از اونجایی که فضا متعلق به استاد است و تصمیم من بر ... در صورت تمایل خوشحال میشم در وب خودم با هم گفتگو داشته باشیم که یقینا برای من اثر گذار است . پس خواهر گرامی ، خدا حافظ و نگه دار شما و اعتقادات نابتان .