رنج چیست؟

رنج چیست؟
لحظه ای بروز میکند که ما با پدیده ویا رخدادی در زندگی روبرو میشویم که نسبت به آن خام و یا ناتوانیم و یا انتظارمان متفاوت است .
چرا از رنج میگریزیم؟
چون ذاتا بشر از احساس ناتوانی دلهره دارد .
بنابراین در لحظه ناتوانی احساس میکنیم بزودی اعتبار وقدرت خود را نزد خودمان ودیگران از دست خواهیم داد ودیر یا زود طرد شده وتنها میشویم وبا مرگی تلخ روبرو خواهیم شد.(مرگ تلخ یا مرگ بی عزت)
چه باید کرد؟
باید بپذیریم ما مدام در زندگی با رنج روبرو خواهیم شد وفرار فقط میتواند تسکین موقت وتهاجمی مرتب را برایمان رقم بزند.
چون فرارباعث میشود ما فرصت خود برای تجهیز وتقویت وتشخیص حل مسئله را ازدست بدهیم ومسئله بخشهایی وسیعتری از زندگیمان را دستخوش آسیب نماید.
بنابراین بهتر است در زمان بروز رنج آغوش بگشائیم وبه خود یادآوری کنیم در این نبرد چه ببازیم وچه ببریم ما بالغتر خواهیم شد.
چون اگر ببازیم میفهمیم هنوز هم به اندازه کافی آنچه را باید بفهمیم را نفهمیده ایم پس نیاز به یادگیری داریم
واگر ببریم میتوانیم با اعتماد بنفس قدمهای بعدی را سریعتر وقویتر برداریم.
فقط مواظب باشیم که در روند رنجها انها را زیاد به مسائل بیرون از خود به ویژه خدا نسبت ندهیم که اوضاع پیچیده ولاینحل خواهد شد.

/ 5 نظر / 180 بازدید

امسال موقع تحويل سال همراه با درد شديد ميگرني ... سر بر سجده‌ي شكر گذاشتم و با حس و حال ديگري "يا مقلب القلوب" رو زمزمه كردم ... چون در مرور زندگيم ‌ديدم كه آن نازنين يكتا نگارِهستي، در تمام صحنه‌هاي زندگي چه زيبا "احسن الحال" را شامل احوالاتم كرده ... حتي لحظه هاي درد و رنج و فقدان هم تجلي احسن الحالي بوده كه الان معناشو ميفهمم ... و يقينا او براي تك تك بندگانش جز خير و خوبي و احسن الحال نمي‌خواهد و نمي نويسد .... اينو باور دارم [لبخند] روزگارتان همواره بر مدار زیبای "احسن الحال" بگردد ... [گل]

موهبت رنج سردردهاي ميگرني كه همچنان گاه‌گاهي مرا همراهي مي‌كند ... در طول این سالها براي من مايه‌ي هشياري و بيداري شد ... حكايت همان 2پاي از دست داده ... و 2بال بدست آمده ...

در مرور زندگیم متوجه شدم در برهه های مختلف زندگی برای فرار از رنج به مخدرهای گوناگون پناه برده ام ... گاهی مخدر از جنس بی خبری و غفلت بوده .. گاهی مخدر رنگ و لعاب ایمانی داشته ... گاهی به نقاب سایه پناه بردم ... گاهی به نقاب نور [افسوس] وقتی سال پیش همه ی زخم و رنجهایم را دوباره مرور کردم .. و مجددا با تک تک لحظه‌هاش رنج بردم، انگار تازه به معنا و مفهوم پنهان در رنج رسیدم ... و امروز تلاشم اینه که هشیارتر باشم و در لحظات رنج و درد به مخدر پناه نبرم تا بتونم معنای این همسفری با رنج رو زودتر بفهمم .. تلاشم اینه که خودم باشم بی نقاب .. و دیگه همسفران گذشته و حال زندگیم رو مسئول شادی و خوشبختی ... یا آسیب و عدم کامیابی‌ام نمی‌دونم ... از بودن تک تک شان خورسند و سپاسگزار خداوندم... همین [لبخند]

داود

سلام من قصد خرید از سایت را داشتم که دو مشکل پیش امده است 1. مبلغ خرید من بدون احتساب مبلغ 20 درصد تخفیف محاسبه گردیده است 2.مبلغ کتاب انواع زنان هشتاد هزار تومان اعلام شده است که فکر میکنم اشتباه بجای هشت هزار تومان بوده است وجود دو اشتباه زیر باعث شد که من خریدم را لغو کنم لذا خواهشمندم پس از رفع مشکلات فوق همکاری لازم را با اینجانب جهت دریافت کتاب و همچنین ارایه تخفیفات لازم انجام فرمایید !

یزداندوست

به نظرم تعریف رنج موردی ارائه شده است ، من علاوه بر این موارد رنج های دیگری هم حس کرده ام ، لحظاتی هست که اتفاقاً فکر می کنی که داری درست فکر می کنی و درست پیش می ری ولی در زمان و مکانی دیگر متوجه می شوی که موضوع انطور که برداشت کرده ای و تحلیل نموده ای و بر اساس آنها تصمیم گرفته ای نبوده است و کل ماجرا مخدوش می شود و این رنج به نظرم درد بیشتری دارد چون در لحظه به خودت اطمینان داشتی ، رنجی که در این تعریف ارائه شده است اگر در لحظه فرد بداند که آگاهی کافی را ندارد به دنبال آن می رود مساله این است که خامی و ناتوانی و انتظار صحیحش برایش واضح نیست و بعداً متوجه می شود که همانطور که عرض کردم واقعاً این نوع رنج درد شدیدی دارد و بسیار دیر فراموش می شود