نیمه دوم عمر، زمان ملاقات با دوقلوی گمشده مان!

از دست رفتن توانایی کنترل رویدادهای زندگی بعد از 35 سالگی
.
.
هر یک از ما در دوران میانسالی تمنای چشم انداز دیگری را دارد. جایی در این دوران ما با دوقلوی گمشده مان که تجسم زندگی نزیسته مان است قرار ملاقات میگذاریم. شخص آگاه نهایت هوش و ذکاوت خود را برای مقابله با خشکی ای که با ورود به سالهای میان زندگی پدیدار میشود به کار میگیرد.

ادامه مطلب:

http://www.bonyadonline.ir/Marketing/DetailsNews.aspx?ID=304

/ 6 نظر / 61 بازدید
محمدی

این نیمه دوم عمر چی میخاد از جون ما؟ هم بحرانمونه هم دوقلومونه. گیری افتادیم سنمون میره بالا

شاگرد قدیمی

سلام جناب رضایی . چگونه می توان از سقط روح جلوگیری کرد و یک زایمان سلامت داشت ؟

شاگرد قدیمی

انتهای متن پست قبل یادآور دو چیز برایم شد 1- آن آیه قرآن که فرموده : من احی نفسا فقد احی الناس جمیعا 2- یه جمله ای بااین مضمون اگه اشتباه نکنم " هرکس بدنبال شادی برای خود بگردد آن از او دور میشود اما اگر بدنبال شاد کردن دیگران برود شادی را در خودش نیابد. ( When you. Seek happiness for yourself, it will be elude you When you seekhappiness for others, you can find it for yourself)

شاگرد قدیمی

هرچند نمیدانم منظور شما محدود به ارتباطات درون خانوادگی است یا. .. اینگونه نگرش بسیار زیباست. همون بنی آدم اعضای یک. ............است که نباید محدود به شعر شود. حتما این موضوع هم به نوعی بامن ارتباطی دارد که اینچنین برایم لذت بخش بود. و .....

شاگرد قدیمی

با اجازه ( استاد بدی اینجا اینه که من نمیتونم بفهمم گذاشتن این مطالب موجب آزرده خاطری میشه یا نه - چون قائده در وب اینه که غیر از مطلب پست ها مطلب دیگه ای نیاد . چون اینم حق الناس هست خوشحال میشم بگید )اما این هدیه من به همه مخاطبان بزرگوار این وب است . پیشاپیش عید بر شما مبارک و از همگی التماس دعا [گل] انشاالله همگی در این شب و روز هر چی به خیر هست بگیریم . ----------------------------------------------------------------- یکی انگار داره دل رو ، به یه جای غریبی می کشونه اون که با چادر خاکی ،گناهای همه رو می پوشونه انگاری دست خودم نیست انگاری داره دلم باز بهونه چشه گریون ، مثه بارون می چکن اشکای من، دونه دونه عُمری، این در و اون در زد ،این دل همه جا سر زد، این دل ، اما نشد هر چی بدی بود، دیدم مادر خوشی بود، چشیدم مادر، در وانشُد یا زهرا ء یه نگاه کنی تمومه همه ی غمو و درد ها مادر ، به فدای اسمت جونم همه ی عمرم مدیونم ،مدیون تو کاشکی بخری این دل رو آخر بذارن اسمم رو، مجنونت مادر