یک رسم قشنگ (یک آیین هرای ایرانی)

روز شنبه پس از چند بار زنگ زدن به یکی از دوستانم ، موفق به گفت و گو نشدم. ایشان روز یک شنبه به من زنگ زد و عذرخواهی کرد که موبایل اش را با خود نبرده است.

علت را که جویا شدم، گفت : من و همسرم از روز اول ازدواج مان پیمان بستیم که هر 10 سال یک بار، تمام مسیرها و مکان هایی را که در طول دوران نامزدی همدیگر را ملاقات می کردیم را دوباره مرور کنیم و از همه جالب تر، حلقه های ازدواجمان را نیز نو کنیم و حلقه های تازه ای برای هم بگیریم.

در طول این روز فرزندانمان را نیز به والدین مان می سپاریم و به تنهایی به آن مکان های خاطره انگیز سر می زنیم. غروب نیز در کافه ای می نشینیم که برای ازدواج و آینده زناشویی مان تصمیم قطعی گرفتیم و این بار نیز آرزوهای خود را برای آینده مان بازگو می کنیم.

آفرین بر این رسم قشنگ

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی

هرا يعني چي؟؟؟؟؟؟

خاطرات یکی از دوستان شما

باسلام باخواندن این رسم خوب باد خاطرات خوبی ازسالهلیی اول زندگیم افتادم که امکانات رفاهی وارتباطات نداشتیم .وقتی من به اتفاق همسرودخترانم قصدرفتن به مهمانی یا گردشی داشتیم قبل از رفتن ازخانه همگی تاتر زیبایی اجرا می کردیم بچه ها شش ساله وهشت ساله بودند راس ساعتی که به توافق می رسید همه باید آماده می شدیم واز 3 طبقه حدوداَ 34 پله می بایستی پائین می رفتیم وسوار ماشین خیالی می شدیم وهمسرم بعدازنشستن درست ژست پشت رول نشستن می گرفت ومن جلو وبچه ها پشت ونزدیک به هم می نشستند وقبلش هم مدل ماشین ووسعت بزرگی وکوچکی ماشین فرضی راهم در نظر می گرفتیم تا به سرخیابان می رسیدم آن وقت بااتوبوس یاتاکسی سوار میشدیم وهنوز در ماشین خیالی خود شاد بودیم تابه مقصد می رسیدیم زمانی که داشتن یک موبایل در دل خانواده ها جایی داشت یکی از همان روز هایی طلایی که همگی درماشین فرضی بودیم به همسرم گفتم حالاکه می توانیم خوش باشیم لطفاًآن ماشین حسابت که در جیب داری درگوشت بگیری وخلاصه کلام با موبایل فرضیت کمی من وشما وبچه حال کنیم وهراز گاهی از موبایل فرضی هم بهرمند بودیم اما واقعاً عرض می کنم زیباترین دورن طلایی زندگی ما بود حالا به شکر خد

خاطرات یکی از دوستان شما

حالا به شکر خدا ماشینی وموبایل هایی و....داریم اما هیچگاه خاطرات سوار شدن در آن ماشین خیالی و..آن سبدی که غذایی پیکنیک رادر آن جا داده بودم وآن راننده اتوبوسی که مارا از خیابان فرجام سوار می کرد وبه میدان آرژانتین که آخر خط بودپیاده می شدیم وچون چند باری ماراآنجاپیاده کرده بودمی شناخت بعدها می گفت آخرین تایم کاری من ساعت حدودآ11 شب است مجددآبا من برگردید .خلاصه بهترین زمان بود وامروز با خواندن خاطره این زوج به خاطرات حدودآ15 سال پیش رفتم . همیشه پیام به کائنات بدهیم که باید شاد باشیم.وخواستار همه چیزهایی خوب برای دیگران باشیم که باانرژی مضاعف دعاخیر به سویی ماباز می گردد. شاد باشیم.

هرا یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نرگس.

جناب هرای بزرگوار! تا جائیکه از اموخته های خودتون میدونیم هرا برای هر "روز" زندگیش آئین و مراسم داره. عجیب نیست 10 سال صبر کنه برای مرور خاطرات دوست داشتنی و مقدس زندگیش؟!!! به نظر من یه همچین کار جالبی اگه قرار نباشه هفته ای یا حتی ماهی یکبار انجام بشه اقلا باید توی هر فصل تکرار بشه: بهار، شاید به یاد روز قشنگی که اون پیرهن قشنگ سفید و نارنجی رو به سلیقه خودش خرید و هنوز با همه کهنگی قشنگترین لباسم بین اون همه لباس توی کمده. تابستون، شاید بیاد سفری که تو اون روز گرم داشتیم ماشینو زدیم کنار و یه هندونه خنک قاچ کردیم و خوردیم. پاییز، به یاد هیجان اون روز که گفتیم: "هستی پای پیاده تا خود خونه زیر بارون؟" و رفتیم و رفتیم به عشق بارون تا جائیکه همه وجودمون رو شست. زمستون، شاید بیاد بزرگترین ادم برفی که تو زندگیمون ساختیم و باهاش یه عکس یادگاری انداختیم...و واقعا آفرین بر این رسم قشنگ!

امیر

10 ساااااااال؟!!!!! تا اون موقع که رودخونه پارتینوس هم خشک شده!!!! مگه دور از جون ما کلاغیم که اونقدر عمر کنیم که 10 سال یه بار یاد تجدید خاطره کنیم؟ اونم با این عمرای امروزی که معلوم نیس اصلا بعد ازدواج 10 سال زنده باشیم یا نه؟ بعدشم یکی جواب این بیچاره رو اون پایین بده! مرد از بس پرسید: "هرا یعنی چیی ی ی ی ؟"[کلافه]

مهسا

خیلی خوب آقای امیر جوش نیار شما همون سالی یکبار رو بخاطر بسپار

تشکررررررررررررررررررررررررررررر که جواب هرا رو دادید. راستش یخورده هم گیج بازی دراوردم.از گوگل وبلاگتون سرچ میکردم چیزی نمی اورد نگو حواسم به محدوده سرچ نبوده در کل اینترنتو نزده بودم.

ناهید

حلقه یکیشم زیادیه. ازززززززدواج مسخره ترین اتفاق خلقت

لیلا

آخی ... ناهید خانوم چه دل پری داره ... [ناراحت] خدا مشکلات همه رو حل کنه ... [فرشته] آمین ...