چی باعث میشه؟

چی باعث میشه از تنهایی بترسید وفراری از آن باشید؟

یا

از چی تنهایی می ترسید؟

 

/ 88 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عطا

سرگیجه رو خداییش راست میگه سفید برفی[تایید]

نیلوفر نواری

گوچا جان، اون توضیحی که در مورد اسمت دادی خیلی خوب بود! دقیقاً عین خودشی!! خیلی جالبه!!! [لبخند] شاید اگه اون توضیح رو نمی دادی من از حرفات ناراحت می شدم، اما اینکه خودت این ویژگی رو پذیرفتی، حرفات رو برام جذاب کرده... برای خودم خیلی جالبه!

حمیدرضا

آره عطا جون یه حساب سرانگشتی نشون میده در همین پست دوستی به اسم سلاله 14 نظر و دوستی به اسم من 10 نظر گذاشته اند و مخاطبشون هم غالباً خودشون دو نفر بودن. و چه نظرات چاق و چله ای![خوشمزه] یاد بازی دست رشته می افتم.

گوچا

خانم نواری من مخالفم یعنی چی دقیقاً عین خودشم. خوب من خود خودشم. تازه با تنهایی هم کاملاً مخالفم. [قهر] تازه فکز می کردم با وجود دوستان باهوشی که خواننده این وبلاگ هستن نیازی به این توضیح نباشه ! [ناراحت] ولی می بینم کسی منو یادش نیومد. [گریه]

ف.ک

با سلام از اینکه ادم سراغ هر کاری میره تا تنهاییش رو فراموش کنه،اما موفق نمیشه،چه راهکاری را پیشنهاد می فرمایید؟ باتشکر

نغمه

من ترسم از تنها شدنه برای همین همیشه پناه به تنها بودن می برم.و ترجیح می دم این کار و با انتخاب خودم .شاید ایجوری تلخیش کمتر ه

عارفه

سلام دیشب با همون صحبتای کم در تماسی که در رادیو با شما گرفتن خیلی چیزا ازتون یاد گرفتم و حرفاتون به دلم نشست .من تازه شروع کردم به نوشتن خیلی دوست دارم در این راه از مشاوره های شما بهره مند شم.ممنون

صبا خازنی

گاهی تنها بودن رو دوست دارم و گاهی نه... خیلی بستگی به حال و هوام داره اما تنها "ماندن" رو نه! اصلا دوست ندارم چون بیشتر لذت های زندگی رو در جمع میبرم... آدمها و ارتباطم باهاشون بزرگترین بخش زندگی من هست... من از نبودن آدمهایی که باهاشون تبادل حسی و فکری داشته باشم میترسم! انگار میشم یه دایره بسته! یک مرداب خلاصه: از گاهی تنها بودن لذت می برم اما فکر تنها "ماندن" هم بهم حس مرگ میده

باران

تنهایی...همیشه ازش فرار میکنم با اینکه یه جور عجیبی حس میکنم تنها راه مقابله باهاش به استقبالش رفتن هس...

الهه

به هیچ عنوان از تنهایی نمی ترسم انقدر با خودم احساس آرامش میکنم و انقدر چیزهایی دارم که بتوانم در تنهایی به آنها بپردازم که یه کنج دنج برای من بهرین فرصت برای خودشناسی و تفکره.هر چند اصلا از روابط اجتماعی گریزون نیستم و روابط اجتماعی خوبی دارم ولی دوستانم رو با وسواس اتنخاب میکنم.