خودت که مادر شدی میفهمی من چی میگم!

شاید شما دختری باشید که این جمله را زیاد از مادرتان شنیده اید یا پسری که شاهد گفتن این جمله از سوی مادرتان به خواهرتان بوده اید.
یکی از کارهایی که سبب می شود تصویر کهن الگوی مادر (بجای مادری که انسان است و دارای محدودیت و نقاط ضعف) به اشتباه به تجسم فرزندان از مادر و مادری مبدل شود و اغلب زنان بخاطر ترس از اینکه در زمینه مراقبت و تربیت فرزندانشان (بویژه فرزند دختر) ضعیف و پراشکال قلمداد شوند دست به این کار میزنند گفتگو نکردن با فرزندان راجع به ابهام ها، تردیدها، ضعف ها و ترس هایی است که دارند.
اجتناب آنها سبب می شود که مدام از سوی فرزندانشان (بوِیژه دختران) سرزنش شوند که خیلی چیزها را می دانستند اما نگفتند یا خیلی کارها را می توانستند انجام دهند ولی انجام ندادند. و بجای این که در این شرایط مادر بگوید که "من انسانم و مثل همه انسان ها محدودیت هایی دارم و خیلی چیزها را نمی دانم" فقط به گفتن "بذار خودت مادر بشی اونوقت میفهمی که من چی میکشیدم" بسنده می کنند.
این جمله تصویر مادر و مادری را در ذهن فرزندان در سطح کهن الگو نگه می دارد و به طور ویژه رابطه مادر و دختر را پرتنش می سازد.
خانم ها اگر تجربه شنیدن این جمله از مادرشان را دارید لطفا از تجربه و حس خود بنویسید
و آقایان اگر شاهد گفتن این جمله بوده اید بگویید شنیدن این جمله چه حس و تصویری در ذهنتان می ساخت
.
.
.
#کارگاه18و19دی   

تماس:3-88524100

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran هاست,هاست رايگان,هاستينگ,فروش هاست,خريد هاست,سرور مجازي,وي پي اس با تشکر[گل] [گل]

گردنبند

سلام. وبلاگ خوبي داري از کلکسيون گردنبندهاي فروشگاه ما هم ديدن کنيد[گل]

کیمیا

این جمله بیشترزمانی میشنوم که من باعث ناراحتیش شدم وبعددعوا،باشنیدنش ازمادرشدن م یترسم ازاین که یه روزبچم بهم حرفای خودموبزنه وبعدعذاب وجدان میگیرم وحتی اگه حق بامنم باشه معذرت میخوام ومیگذرم.

دوست

خیلی خوبه که آدمی اهل مطالعه باشه.. ولی تفاوت بین درک آگاهانه و متخصصانه به ویژه در مقولۀ به جد تخصصی، عمیق و گسترده‌ای مثل روانشناسی؛ ضرورت اجتناب ناپذیری داره.. ممکن‌ه برای بسیاری از شاخه‌های علوم طبیعی و مهندسی فقط تحصیلات دانشگاهی کافی باشه و هیچ مشکل کارشناسانه و تخصصی‌ای رو به وجود نیاره، اما برای علوم انسانی به ویژه نظیر همین روانشناسی، اگر چه تحصیلات آکادمیک و مطالعۀ حرفه‌ای و سیستماتیک کافی نیست اما لازم و ضروری‌ه.. عمل گرا بودن به ویژه در این سرزمین خیلی خوبه، اما این‌که با خوندن حتی تعداد زیادی کتاب روانشناسی، تصور کردید بدون تحصیلات آکادمیک روانشناس هستید؛ نشونۀ این‌ه که مشکلاتی جدی‌ در نظام فکری شما وجود داره.. فراموش نکنید؛ همیشه اهل عمل بودن بدون پشتوانۀ کامل و جامع علمی به هیچ‌وجه خوب و درست نیست؛ حتی اگر در ایران مجاز به این شیوۀ برخورد با مشاغل کارشناسی باشید.. تقوا و پرهیزکاری از لحاظ اخلاقی و وجدان کاری حکم می‌کنه؛ بدون تخصص وارد کاری که - به ویژه با روان، سرنوشت و کیفیت زندگی آدم‌ها سر و کار داره - نشیم.. امیدوارم به جای ری‌اکشنری برخورد کردن به توصیۀ من فکر کنید.. [گل]

شاگرد قدیمی

سلام جناب رضایی کاملا حق با شما بود ، در مطالعه مجدد متن ارسالی متوجه شدم ، نمیدانم یکباره به ذهنم آمد که بیان کنم زیرا بی پاسخی را دور از ادب میدانستم . ان شاالله در فرضتی دیگر مجددا عنوان دغدغه اصلی را خواهم نمود . حلال کنید .

فاطمه چراغی

سلام من بارها این جمله راازمادرم شنیدم بجه که بودم پشت سرمامانم حرفهاش راباشکلک دراوردن تکرار می کردم .بزرگتر که شدم باخودم می گفتم آخه اینم شد جواب حالا خودم سه تادختردارم وسعی کردم هیچوقت این جمله رااستفاده نکنم با فرزندانم صحبت می کنم واگردرفع مشکلاتشان ناتوان بودم حتما بامشاورمشورت می کنم .

سپیده سحر میرزایی

با سلام در سایت ایسنا مطلبی از شما به چاپ رسیده که شما را روانکاو نامیده . لطفاً به تصحیح آن اقدام فرمایید. در ایران انجمن فرویدی به عنوان تنها انجمن متولی روانکاوی، در خصوص روانکاوی و گسترش آن فعالیت دارد. به سایت انجمن فرویدی سری بزنید تا متوجه شوید برخورد این انجمن با کسانی مثل محمد صنعتی که خود را روانکاو نامیده بود چطور بوده است. http://freudianassociation.ir/

ساناز

این اعصاب آدمو خورد می کنه که می خوان همه وقت، حضور داشته باشن حتی اگه هیچ مهارتی هم تو اون موقعیت نداشته باشن! به همین بهانه ی نگرانی مادرانه و بزار خودتون بچه دار شین اونوخت می فهمین.. حضور بی جا فقط دست و پا گیره و در مورد این مادران گرامی هم که مدام در حال ایده دادن در مورد مسئله ی شخصی بی نوا بچه شون هستن، یه حضور فلج کننده برای ذهن............. خیلی ناراحتم اینروزا از دست مادرم... دقیقا اونجاها که نباید باشه هست و جاهایی که خودت مطرح می کنی که بیا اینجا یه مسئله وجود داره بیا حلش کنیم اونوخت می بینی عصبانی می شه و بعد یه مدتم می بینی تنهایی یه راه حل ناشیانه پیدا کرده آورده واسه پیاده کردن!! اصلا دیگه نمی شه باهاش گفتگو کرد[اوه] قشنگ اینروزا حس می کنم به تن صدا و ادبیاتم آلرژی پیدا کرده[قهر]

ساناز

کلا مادرا یه رگ انکار قوی پیدا می کنن بعد از مادر شدن... بعضی واکنش ها و کلام های ماندگارشون، مثل اینکه تو این تاپیک شما تیتر زدین، از مصداق هاشه.. توی بچه در مورد یه مسئله ی خاص، گله می کنی و اونا به جای توضیح مناسب اون مسئله ی بخصوص، با یه جواب تکراری و کلیشه ای، هم تو و هم خودشون رو از رسیدن به سرنخ اصلی، دور می زنن؛ هر چی باشه بعدا هم می خوان با همین تکنیک ولی به یه آب و رنگ دیگه ش تو یه مسئله ی دیگه ت وارد بشن، نمی شه که الان بیان توضیحش بدن هم برای تو هم خودشون و هر دومون غلط بودنش رو متوجه شیم و ریشه ای حل شه مشکل!!! اونوخت بدون سرگرمی گیر دادن به ما حوصله شون سر می ره خب!!! خلاصه اینجوریه که انکار میاد وسط و سنگ می اندازه وسط حل مسئله ی مادر-فرزندی!! خیلی اوقات، خود مادر هم اطلاع آگاهانه نداره نسبت به روند این ماجرا... و واسه همین ناخودآگاه بودن و علم نداشتن به این قضیه است که مشکل می زنه به جاده در رُوی انکار... ولی مشکل اینه که وقتی می شینی پیششون مسئله رو تحلیل می کنی، کلا منکر و عصبانی می شن!! چون تلخه دیگه!!.... «خدا کمک کند همه بر خودشناسی خود بیافزاییم! آمین!» [گل][گل][گل]

ساناز

شما درست می گین! ایده آلیستی این وسط از مشکل های اصلی ماجراست... مادرا (خصوصا از نوع ایرانی ش) می خوان هیییچ ایرادی به تربیتشون وارد نشه! خدایی جاهای زیادی به اظهار نظرهای بیرونی از اطرافیان بیشتر اهمیت میدن تا آروم گرفتن فرزند بیچاره در اثر رفع مشکلش... بنده خداها فکر می کنن هر جا حضور داشته باشن، رفع تکلیف شده از همه لحاظ و عملکردشون بی نظیره [خنثی]