آنچه ایجاد تغییر وتحول در زندگی را سخت میکند

این است که :
همیشه انچه راقرار است از دست بدهیم کاملا میشناسیم وحجم واندازه وارزش آن را به خوبی میدانیم ، واز همه مهمتر دستاوردهای ان برای ما قابل لمس ودیداری است.
اما:
انچه را میخواهیم بدست بیاوریم با شک وتردید وابهام آلوده است وازهمه مهمتر نمیدانیم آیا بعد از بدست آوردن آن برایمان رضایت تازه ای به ارمغان میاورد یا نه؟
حالا منطقه اصلی تصمیم :
روزگاریست که برای جدا شدن از گذشته آماده شده اید و میخواهید قدمهای اول را بردارید وبه یک باره حسی کهنه به شما میگوید قدیمیه بد نبود شاید کمی دست به سر وگوشش میکشیدیم قابل ارزش میشد دوباره.
از همه کلیدی تر :
آنچه ما را میترساند انست که در روند با خود نجوا میکنیم:
شاید موفقیتهای قبلی از سر قدرت واقعی ما نبوده است وصرفا تعدادی اتفاق آنها را کنار هم قرار داده است وما هم صاحب دستاوردهایی شده ایم. وحالا بدترین وبهترین لحظه با هم اغاز میشود:
.
شک به خویشتن ومروری ارزیابانه بر تمام گذشته ای که داشته ایم
.
حالا بعد از این مرور یا میترسیم وبرمیگردیم ودر خانه ای کلنگی گذشته زندگی سر میکنیم ویا کلنگی براین امارت کهنه میزنیم وبا شهامت سفر میکنیم وبه خود میگوییم:
میخواهم ببینم این من بودم یا اتفاق ؟
وهر کدام که جواب باشد برای آینده شما شفای بزرگی را رقم میزند.
اگر شما بودید که از اینجا به بعد با اعتماد بنفس 10 برابر ادامه میدهید واگر اتفاق بوده است یک توهم پایان میپذیرد وشما برای یک یادگیری اصیل وارد گود زندگی میشوید در هردوصورت برنده شمائید وپیک این دعوت هم احتمالا ملاقات ما با نشانه های نیمه دوم عمر است.
فقط این جمله من یادت باشه :
وقتی تصمیم گرفتی بپری وپریدی دیگه شک نکن وبا توکل وپشتکار ویادگیری ادامه بده

/ 6 نظر / 33 بازدید
الهام

سلام يه وقتايي فاصله ي بين تصميم به پريدن و پريدن ثانيه اي بيش نيس ، گاهي به شك و ترديد ها هم فرصتي نميدهم ... به شك و ترديد ها كه فرصت ميديم يه وقت به خودمون ميايم ميبينيم جاي پريدن مسير و دنده عقب رفتيم

.

محمدی

پخته شده ها میدانند ک ب دست اوردن اعداد بزرگ(پول.دارایی.دوست...)هیچ مشکلی را از ما حل نمیکند و فقط عددی تمام میشود و عددی دیگر اغاز! این ماییم ک بطور کامل تمام میشویم. این تو یکی از پستهاتون خیلی وقت پیشابود.من پرسیدم دوروبریام معنیشو نمیدونن.میشه ی ذره توضیح بدین لطفا.خط اخرش ینی چی؟

سنا

سلام خسته نباشید میتونم مشاوره بگیرم خواهش میکنم جوابم رو بدید

امیر

ادم هم وقتی سیب میخورد همینا رو گفت...

یزداندوست

حالت دیگری هم هست : اینکه دستاوردها و موفقیت ها کمتر از زحماتی که کشیده این باشد ، اصیل وخالصانه مسیر زندگی را طی کرده ایم ولی آنچه به دست آورده ایم کمتر از زحمات و مشقتها و زمان صرف شده است... حالا چه؟ آیا باز هم برنده ایم؟؟؟ گاهی احساس می کنم آقای رضایی در جامعه ای که ما زندگی می کنیم زندگی نمی کنه ، زیاد سخت نیست پیدا کردن کسانی که در طول زندگی زیاد زحمت نکشیدن ، به راحتی اخلاق را دور زدن، فیلم بازی کردن(تقلت) ، ... الان هم خوب و خرم زندگی می کنن، احتمالاً مکتب یونگ کلی دلیل می اره که نه اینها آخرشون اینطور می شود و آنطور می شود... ولی آنها تضمینی دوره ای به آرزوهایشان رسیده اند ولی با اخلاق ها و اصیل را چه تضمینی است ... حالا فکر هم بکنند که اتفاق بوده ، چه می شود!!!