مادر سوخته با پسری به خود دوخته


.
..
چرا برخی از مردان از عاشقی میترسند
.
امروزدر کلاس معمای عشق میروم سراغ این مبحث :
وقتی در سالیان گذشته هویت زنانه در دنیای مردانه فاقد ارزش بود و زن با مادر شدن تازه دیده میشد وارزش پیدا میکرد .شما فراوان دیده اید که جامعه چقدر به زنان باردار احترام میگذارند.
بنابراین برای او فرزند پسر آوردن به لحاط امنیت ،اقتصاد وعاطفه مهمترین موضوع زندگی بود .
کم کم مادر شروع به سرمایه گذاری روی پسر میکرد برای تامین این سه مقوله،واین سرمایه گذاری حاصلی ندارد جز سوختن زندگی مادر وسختی وتلخی جدا شدن برای پسر ،که در کلاس پیرامون این روند بحث خواهم کرد وبرایتان خواهم گفت:
چرا این رابطه سرانجام غم انگیزی خواهد داشت به ویژه اگر پدر هم این وسط غایب باشد.
روز سخت وعجیبی در پیش داریم دوستان همسفرکلاس معمای عشق.

/ 19 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوستدار

جناب آقای امیر اینجا که سایت خبری و جای تحلیل اخبار سیاسی نیست برادر [گل] اما به سهم خودم بهتون میگم که حتی اگه این حادثه تلخ که امروز در عراق و خیلی جاهای دیگه اتفاق میفته و متاسفانه فعلا فقط نظاره گریم، به سمت ایران ما بیاد. دیگه نیاز به اجازه از هیچ کشور و مقامی برای دفاع از حرم و حریممان نخواهیم داشت. زنان و دختران زیادی در کنار مردان این سرزمین جان برکف و آماده ی دفاع هستند. شما نگران نباش ایه ای هم که شما بهش استناد کردی" غلبه سپاه کوچک بر سپاهی بزرگ" در خصوص کفار نیست، ویژه اهل یقین است. امام و راهبر عزیز ما زمانی گفت اگر قرار باشد باز هم عاشورا تکرار شود، و حق و باطل رخ به رخ وارد نبرد شوند ما آماده ایم ... بارها و بارها بر این بیعت و پیمان گواهی داده ایم. "اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد، من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم" [گل]

روز 4شنبه فرمودید که اگر پسرهایی که مادرشون آنها را در اختیار دارند بخواهند وابسته و دلبسته شوند مادر به طور جدی وارد ماجرا می شود و واکنش نشان می دهد، و من چنین تجربه ای دارم : وقتی دلبستگی رخ داد و قرار شد همه چیز جدی شود والدینش با توهین تبر را زدند و نه تنها به من و خانواده ام بلکه به پسرشان هم همینطور، حالا می فهمم چرا اینگونه شد و همبشه خود را سرزنش می کردم که چرا بهتر عمل نکردم ولی حتی اگر بهتر عمل می کردم هم چیزی حل نمی شد چون علت چیز دیگری بود با اینکه در این مدت پروجکت های خودم را دیدم و ریشه ها را فهمیدم ولی دلم برایش تنگ می شود و دوستش می دارم

ای کاش در کلاس این هفته ضبط صدا نبود تا راحت تر صحبت می شد

جواب به دوستدار

در جواب به دوستدار: پیشگوی مورد نظر بنده قبل از عید فرمودند:بزودی رقص اتش در انسانها شروع میشود. رقص ها را دیدم.بصورتی که چند نفرششون هم دستگیر شدن...و بقیه هم توی خودوشن لولیدن اما اتش: مثال بارزش دکتر شیری است که ناگهان چند روز پیش گفت:آتش به دلم زده شد. وبلاگهای دیگر هم همین گزارش را گرفتم پیشگو گفت:بزودی همه را ترس میگیرد.و دیدیم دکتر شیری سمینار جلوگیری از ترس گذاش..و گزارشهای زیادی از وجود ترس دریافت شد. - همه اینها ربط به مکانیزمهایی در خلقت دارد.پسر در صحبتهای اقای سهیل رضایی اشاره به منجی است.ایشان ظاهر را می گویند و ما باید باطن را ردیابیم و گرنه چه سود از این درسها؟ پسر به پدر و مادر نمی رسد یک واژه پیشگویانه است..یعنی امام زمان ظهور میکند.. چطور اقای سهیل رضایی بعد زا 20 سال نگاهان اعلام میکنند میخاهند از صحنه کنار بکشند؟ایا این علایم اتفاقی است. - برای من اگر انتشار عقایدم مهم بود وبلاگ و سایت می زدم .و یک نکته را گفتم شاید یکی بگیرد ..و گرنه این نظر دونی توی موتور سرچ هم قابل جستجو نیست...و با پست بعدی عمرش خاتمه می بابد..مگر مشخصه ظهور این ینست که ترسی در دل کفار می افتد؟پس چرا تویدل ایرانی ها

جواب به دوستدار

http://s5.picofile.com/file/8126428926/A_5_.jpg این فرد پیشگو 5 سال پیش گفت قذافی را لگد کوب میکنند و همینطور شد..و الان گفته که مهدوی کنی لباسش را پاره میکند..و عملا الان او لباسی به تن ندارد..ولی این اتفاق نشانه داری است...زیرا پیشگو میگوید او می تواند و خواهد توانست؟براستی چی رو خواهد توانست؟

جواب به دوستدار

lمثلا صحبت از اسلام بزرگ میکند؟ ایا واقعا تکفیری ها با شیعه ها قرار است یکی شوند؟یا یکی به در می رود؟ شاید خودش رفته به امریکا به خاطر همین چیزها بوده که دیده...

شاگرد قدیمی

سلام جناب رضایی. " احساس دین پسر به مادر میتواند منشاء عقب ماندگی وعدم رشد او گردد. عقب ماندگی:فاقد اختیار لازم برای ممنوعیت وتعیین محدوده برای خود ودیگران،ترس از رنجاندن دیگران،ترس از نه گفتن." "وقتی پسرها بیش از حد محجوب ومطیع وبا شخصیت پرورش پیدا میکنند ،به گونه ای که نتوانند پرخاش بیرونی برای توقف مادری بیرونی انجام دهند،جنگ به درون انها منتقل میشود ،بنابراین یا موجودی به شدت منضبط ومنفعل میشوند ویا با بیماریهای درونی وداخلی خود را از پا درمی اورند." این حالت برای دختر و مادر هم میتونه اتفاق بیفته ؟(این حالت بین دختر اول با مادر رابطه ای صحیح است یا مسموم ؟)

یزداندوست

عبارت "مادر سوخته " را نمی فهمم مادره که نمی سوزه ، پسره می سوزه ، این سیاست اینجور مادرهاست که پسرهاشونو برای همیشه برای خودشون نگه می دارن و تازه از مذهب و خدا هم استفاده می کنن که پسره هیچ جوره در نره و این چیزا را اصالت و ریشه دار بودن می دونن و هر کسی هم که نداره از نظر اونا بی خانواده و بی اصالته حالا این مادره چطوری می سوزه نمی فهمم این پسرس که می سوزه

پ.ش.

سرانجام تلخی که شما برای اینگونه روابط تعریف کرده اید ، همانی است که دربیشتر خانواده های ایرانی که دارند این عصروزمان را تجربه می کنند، شاهد هستیم.شما اینجا ازروابط مادروپسر سخن گفتید، ولی من شاهد چنین وابستگیهای تلخی بین افراد دیگر خانواده ها هم بوده ام وآثار تلخ آن در زندگی دیگروازدواجشان قابل مشاهده است که به آنها اجازه نمی دهد درزندگی جدیدشان عاشق شوند.روابط گذشته آنها رااسیرخودکرده است.اگر به جای وابسته کردن و وابسته شدن به اطرافیان خود، دلبسته شدن ودلبسته کردن راجایگزین کنیم، دنیای زیبایی رابرای آیندگان رقم خواهیم زد. باسپاس