گاز بدهم یا آرام بروم!!؟؟

این بزرگترین سوال فلسفی بود که دوشب پیش بیش از ا ساعت میهمان روان من بود..
.

.
همسر وفرزندم در ماشین خواب بودندو من مشغول رانندگی در شب،ودردرونم به شدت درگیر بودم که سرعتم را افزایش دهم وساعت رسیدن را کاهش دهم یا به سرعت مطمئنه پایبند بمانم؟
وقتی میخواستم پایبند بمانم باید قضاوتهای روز بعد دیگران را که میپرسیدن کی رسیدی ؟ومن یاید زمانی را اعلام میکردم که ساعاتی بارکورد آنها فاصله داشت را می شنیدم .
جملاتی مانند سهیل مثل لاک پشت رانندگی میکنه؟پس تو چه جوری شهامت را درس میدهی؟آدم حوصله اش از رانندگی تو سر می ره.وچندین جمله دیگه که یادآوری هرکدام میتوانست تحریکم کند برای سرعت بالا.
اما تا پایم را فشار میدادم ،از خودم میپرسیم اگر کوچکترین حادثه ای رخ دهد من دلم طاقت می آورد که خریت وخودخواهی وترس ازتحقیر من عامل آن باشد؟پاسخم یک نه بزرگ بود.

ومن سهیل رضایی امروز اعتراف میکنم که یک لاک پشت در رانندگی ویک ترسو در رانندگی با سرعت بالاتر از سرعت مطمئنه هستم اما تا آنجا که دست من است مسافرین همراه خود را با نهایت مسولیت پذیری سلامت به مقصد می رسانم واین عمل را مصداقی برای عشق واحترامم به آنها میدانم وهمین جا میپذیرم که همه در جاده از من سبقت بگیرند ومن جا بمانم وبازهم به اعتقاد خود در این جا ماندگی معتقد بمانم.

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاهره

سلام[گل] خیلی وقت بود نیومده بودم نت.دلم براتون تنگ شده بود.افرین چقد خوب نوشتید.کاش یکمی از این حس شمارو بابای من به ارث می برد.همیشه مارو جونمرگ میکنه تابه مقصد برسیم.

fateme

salam bravo in neshane dost dashtane vaghee be azizan v hamnoaneman hast.

ناهيد

سلام.درك حس ديگران وهمنوايى يعنى اينكه انسانى و مثل بقيه به كنكاش مشغولى براى به.آرامش رسيدنت.اما گويا آقا سيعدوليلا خانم نه تنها به خودشون كمك نميكنند بلكه جو آرام وآموزشى را تحت شعاع قرار ميدهند و به حريم ديگران تجاوز ميكنند.واقعا چرا؟چرا اينقدر مشكل داريد.؟

بانوی نیمه شب

درود تصمیمتون درست بود ولی یه چیزی مخم رو قلقلک داد... اطرافیان شما هم آدمهای روشنی نیستند؟ اهل رو کم کردن و رکودزنی و این چیزهان؟

لیلا

سلام ناهیدخانم وآقای سعادتی من نظرم روگفتم.

رویا

فوق العاده بود ! [دست]

حامد گلچین

سلام یاد این جمله از دوره سفر قهرمانی افتادم که گفتین : من یاد گرفتم با عقلم مسابقه ندم ! (فکر کنم وقتی راننده تاکسی با 30سال تجربه رانندگی و البته ماشینِ قسطی تو جاده چپ کرد و شما به شددددددت خوشحال بودین که علی رغمِ مسخره کردن های اون کمر بند ایمنیتونو باز نکردین و خدا رو شکر آسیب ندیدین یعنی عاشقِ این جملم که گفتین : زمان به ما تعهد نمیده (30 سال تجربه رانندگی و دستِ آخر چپ کردن !!! ) مرسی که خردِ تجربیاتتونو ما به اشتراک میزارید استاد .

مریم تازه

تن ندادن به درخواست های غیر منطقی و توقع های ایشان کار بزرگی است . تشخیص درست بودن تصمیمهایمان بزرگتر از آن . درصورتیکه اعتراف کردن به نظر سخت تر می آید . شما فرد شجاعی هستید. تبریک .[گل] خیلی دوست دارم شجاعت واقعی داشته باشم . اسمی که دیگران روی آن می گذارند هرچند آزاردهنده است ولی واقعاً خیلی مهم نیست .

فرشته مه نگار

سلام آقای رضایی عزیز امیدوارم همیشه تندرست وشاد باشید که تندرستی وشادمانی طلایی ترین هدایای خدا به بنده هاشه...خداروسپاسگزارم که منو با باشما و دوره هاتون آشنا کرد .با اینکه به هیچ دستاوردی از آغازین روز حضور در کلاسهاتون تا الان نرسیدم اما همه دستاوردامو حفظ کردم ومثل همون آدمی هستم که تو کلاس تئوری رانندگی خونده بود به چی میگن کلاژ به چی میگن ترمز...اما من کلاژ وترمز وگاز رو تو زندگیم شناسایی کردم وبه همین دلیل رانندگی من داره باعث اعتمادم به مسیرم میشه حتی اگه گاهی اوقات اشتباه برم خودم می تونم دور بزنم ومسیر اصلی رو پیدا کنم قبل از اینکه تا اخر اشتباه برم...به شما وافکارتون وکلامتون احترام می گذارم .میشه نادیده گرفت بعضی از کامنتهایی رو که ممکنه از یه ذهن مشغول به سمت افکار شما پرتاب بشه... میشه آرام آرام درمسیری که شما گوشه ای چراغ به دست ایستاده اید ترس حرکت رو از مسیر دور ریخت ...ولبخند زد به نداشته هایی که نیازی به داشتنشون نیست ...

مهسا

سلام .اینکه بعضی ها تحفیر شدنه ترجیح به بعضی چیزهای خطرناک وبرگشت ناپذیر میدن خیلی خوبه اما بعضی ادمها به جایی میرسن که حاضرا هر اتفاقی بیفته اما دیگه تحقیر نشن وخیلی ادمها فقط یک بار درکشون کنن فکر نمی کنم چیز زیادی هم بخوام چون درک کردن ادمها اینقدر سخت نیست که تحقیر کردنشون سخته