کلاس امروزعقده پدر ،جلسه عمیق ،دقیق وشفا دهنده ای بود.
.
فیلم پدرم وپسرم را هم به بچه ها دادیم ودرخواست کردم حتما تا جمعه آن را ببینند وهمین جا ویا در فیس بوک من نظر واحساس وبرداشتشون را برامون بنویسند.
.
امروز درباره این بحث کردیم که ما یک تصویر از پدر کامل درذهنمون داریم که باپدر واقعی میخواهیم یکی شود وچون قطعا یکی نمیشود این ناکامی باعث میشود به سراغ شوهرمان برویم وآنجا هم که پاسخ نمیگیریم به سمت فرزند پسرمان میرویم وناکامی آنجا هم ما را به امید دامادمان میگذارد وکم کم دیگه ناامید میشویم ومعتقد به اینکه کلا مردها قابل اعتماد نیستند!
واین آغاز سقوط روانی ما در حیطه مردانگیست.
.
از طرف دیگه بحث کردیم که چه پدران ما کاملا مثبت باشند وچه منفی حتما در ما خلاءتولید میشود که خودمان باید برای پر کردنش اقدام کنیم ونه دیگران. چون پدران مثبت آنقدر در جای ما عمل کرده اند که ما نابالغ شده ایم وپدران بد هم آنقدر ما را نادیده گرفته اند که حسابی از خود غافل شده ایم.
خلاصه که جای همه خالی، داریم میریم سراغ شروع یک ترم کاملا جدید وعالی به نام:
سنگ سیزیف ومعنای زندگی