ما هروز بین اضطراب و افسردگی دست به انتخاب می‌زنیم . اگر کاری برای رشد فردی خود نکنیم و به روزمرگی ادامه دهیم دچار افسردگی خواهیم شد . اگر این رخوت و سستی را کنار بگذاریم بخواهیم حرکتی کنیم نگرانی‌ها از آن‌چه رخ خواهد داد به سراغ‌مان می‌آید.

مثلا اگر ازدواج نکنیم افسرده می‌شویم و اگر ازدواج بکنیم اضطراب اتفاقاتی که درون این رویداد رخ خواهد داد ما را مضطرب می‌کند . اگر برای اتفاقاتی که در زندگی رخ می‌دهد کاری نکنیم افسرده می‌شویم و اگر به بخواهیم کاری بکنیم دوباره اضطراب‌ها سراغ ما می‌ایند .

همه انتخاب‌های زندگی این‌گونه‌اند . عقده مادر اگر درست عمل کند آرامش هم پدیدار می‌شود و اگر درست عمل نکند تا آخر عمر این نگرانی‌ها ما را و زندگی ما را از پای درخواهند آورد