چرخه ای که خروج از آن سخت است وگاهی مرگ راه نجات است!

.
.
.
.

امروزدوشنبه جلسه دیونوسوس (انرژی عشق وعرفان ولذت بردن)رابرگزار کردم وساعت اول را دل به دریا زدم واز روی طرح درس نرفتم وحرفهای دلی وتحلیل عمقی خودرا ازاین بخش روان ارائه کردم.
در جایی از بحث رفتم سراغ این مسئله که ما هرچه در زندگی کاری وتحصیلی واجتماعی موفق تر میشویم وپیشرفت میکنیم باعث شهرت ما میشود واین شهرت باعث مشغولیت بیشتر ومشغولیت بیشتر باعث موفقیت بالاتر ودوباره موفقیت بیشتر ...وجرخه تکرار شونده نابود کننده مدام سریعتر وحجیم تر وتلخ تر میچرخد...
وما به خودمان وعده میدهیم کمی موفقتر شوم راحتتر خواهد شد اما غافل از انکه ما گیر افتاده ایم وشهامت توقف را از دست داد ه ایم
وشاید یک بیماری لاعلاج واز دست دادن عزیزی یا... هر اتفاق بزرگ دیگری که بتواند چرخه را بی ارزش کند بتواند ما را نجات دهد
اون هم شاید... شاید ... شاید...شاید..