متن ذیل بخشی از گفتار بنده در برنامه اینجا شب نیست سال گذشته است:

عده ای به برنامه ماه عسل نقد داشتند که تلخ ارائه شده و آقای علیخانی موضوع را با من مطرح کردن ومن هم پاسخ خود را بیان نمودم . وامشب این مطلب تایپ شده را دریکی از وبلاگها دیدم که حیفم امد آن را با هم باز خوانی نکنیم

سهیل رضایی در خصوص این مسئله گفتند :

یه فرقی هست بین مکث و غرق . یه موقع مکث می کنیم ، یه موقع غرق می شیم . اونی که غرق می شه دیگه بد می تونه برگرده . اونی که مکث می کنه می تونه تعیین جهت کنه . بعضی ها غرق می شن ، می رن و چون می ترسن بی پایان باشه ، بی پایان می شه . بعضی چیزها از ذات و روح بشر در افسردگی شکوفا می شه که تو عشق نمی تونه شکوفا بشه یه روز ما آن قدر در غم و فراق یکی گریستیم و چیزی یاد گرفتیم که در سال ها بودن باهاش اون چیز رو یاد نگرفتیم و ضربه ی نهائی آموختن رو رفتنش زده .

من می گم برای اون حال بده هم باید احترام گذاشت . تمام زندگی یه زیارته . افسردگی یه زیارت خونه است ، عشق هم یک زیارت کده است ، تمام این ها زیارت خونه اند . ازدواج یه زیارت خونه است ، جدایی هم یه زیارت خونه است . تو می تونی یه تعدادی از زیارت خونه های زندگی رو زندگی کنی و بقیه رو نری . اگر صفا و مروه رو می ری و میای می تونی مثل اسماعیل پات رو بکوبی زمین . سعی بین صفا و مروه نباشه پای تو روی زمین تأثیر نداره . برای بعضی از ما که فکر می کنیم رنجی از زندگی رو می شه کند و انداخت بیرون من می گم باید به خود رنج هم احترام گذاشت . چون مقدسه ...