اکثر ما این تجربه را داریم که با کلی قول ووعده وقسم برنامه ای را برای تغییر وتحول آغاز میکنیم ولی آرام ارام انرژی آغازین را به مرور از دست میدهیم وکم کم از خیر کل ماجرا میگذریم.

چون این روزها به پایان سال میرسیم،  اهداف وامیال پارسال شروع به رژه رفتن میکنند وما نیز گاهی با حسرت وگاهی با بی تفاوتی به آنها نگاه میکنیم.

وشاید دوباره وسوسه شویم که برای امسال قسمهای محکمتری بخوریم اما خوب میدانیم که چیزی در درون به ما میگوید که بازهم پیروزی در کار نیست!

اما اشکال در کجاست؟

قطعا برای همه یک دلیل عامل این ناکامی نیست.

1-برخی به اصول یک هدف گذاری درست آشنا نیستند.که باید به کتب وکلاس های آموزشی مرتبط مراجعه کنند (سی دی هدفگذاری،کتاب برنده باشیم میتواند کمک موثری در این جهت باشد)

2-شاید هدف انتخابی از انرژی های درونی ما تغذیه نمی شوند وبه جهت جوی که در ان قرار گرفته ایم دچار نیاز به ان هدف شده ایم وطبیعتا هرچقدر از آن محیط فاصله میگیریم میل به تلاش برای دنبال کردن را ازدست میدهیم.

3- شاید در درون ما بخشهایی ازروانمان  با  تغییرات انتخابی به شدت دچار اضطراب والتهاب میشود بنابراین مقاومتهایی را شکل میدهد که تمام سعیش انصراف وتولید شکست در مسیر میباشد در این صورت ما خیلی از شکست وناکامی خود ناراضی نیستیم(برای این بخش مراجعه کنید به کتاب مالک سایه خود شدن)

4-دلیل دیگر میتواند این باشد که ما هنوز در رنج جدی از وضعیت موجود نیستیم ومیتوانیم هنوز با وضعیت امروزی حس خوبی داشته باشیم،و وضعیت مطلوب پیش بینی شده برایمان خیلی ضروری نمی باشد.دراین مواقع درصد کمی پیشرفت هم ما را راضی میکند

تنها زمانی ما موفق به ایجا د یک تحول میگردیم که از درون بگوئیم این وضعیت دیگه بسه ! وتحت هیچ عنوان حاضر به کمتر از تحول  قانع نباشیم وتمام شئون زندگی خود را  با تحول دلخواه هماهنگ نمائیم وبا یک مطالعه دقیق ،تمام موانع درونی وبیرونی را شناسایی نموده وپله پله برای رفع آن اقدام نمائیم(برای این مسیر کتاب زندگی برازنده من ویا سیدی های آن یک کمک بسیار بزرگ محسوب میگردد)

امیدوارم سال جدید را با هداف بزرگی آغاز کنید.

چون هدف کوچک گذاشتن شما را کوچک میکند.