به شدت شرمنده بود که هیچ وقت نتوانسته از دانشگاه فارغ التحصیل شود و احساس حقارت می کرد که اغلب خویشاوندان مادری اش در محله ای
فقیرنشین زندگی می کردند و تحصیل کرده نبودند.

او به شدت تلاش کرد تا نقابی بسازدکه شرمندگی اش را پنهان کند و باعث شود در نظر کسانی که او می خواست تحت تأثیرشانقرار دهد، جلوه خوبی داشته باشد. او در یک حرفه تخصصی، کاملا جا افتاد و فردی باهوش، مفید و بی نظیر به حساب می آمد؛ اما مهم نبود که او چقدر مطالعه می کرد یا چقدر کار می کرد، او هر روز را با احساس "حقارت" به پایان می رساند.
در تلاش برای برطرف کردن رنجی که می کشید، تصمیم گرفت به تحصیلات خود ادامه
دهد و امیدوار بود که با به دست آوردن مدرک، از دختری بدون تحصیلات که از خانه های
سیار آمده بود به زنی فرهیخته و مجرب تبدیل شود.

یک شب  به کلاس روانشناسی اش رفت و نقاب نقش شغلیش را نیز پوشید.
او احساس غرور می کرد، چون در کلاس به فردی باهوش معروف بود. هنگامی که استاد،تکالیف هفته آن ها را شرح داد،سایه سرشار از احساس شرم، کنترل او را به دست گرفت واو از ترس خودش را جمع کرد. وقتی فهمید پروژه ای که باید انجام می داد این بودکه شجره نامه ای با جزئیات رسم کند که پیشینه تحصیلی و شغلی اعضای خانواده اش رانشان دهد،  احساس کرد تمام بدنش منقبض شده است. وقتی مشغول انجام پروژه اش شد ومشاهده کرد که تمام اعضای خانواده اش معتاد و بی سواد بودند و شرایط مالی ناپایداری داشتند؛ او از مشاهده تاریخچه خانودادگی اش احساس رنج و شرم کرد. احساس طاقت فرسای خوب نبودن، ناگهان آن قدر شدید شد که هیچ نقابی نمی توانست آن را پنهان کند. در طول هفته، وقتی گزارش خود را مطالعه کرد و شجره نامه اش را بررسی کرد، به جای اینکه به کاری که انجام داده بود افتخار کند، سرشار از  احساس شرم بود. پس از سال ها که سعی کرده بوداز سایه اش پیشی بگیرد و آن را پنهان کند، فقط با یک تکلیف درسی نقابش شکست. بعضی از ما، همانند او، حتی در سنین جوانی متوجه شدیم سعی داشتیم خودمان را متفاوت با آنچه هستیم نشان دهیم. به جای اینکه خودمان باشیم، تلاش می کردیم شبیه کسی باشیم که او را تحسین می کنیم، بنابراین نا آگاهانه به شکل فردی دیگر درآمدیم و متوجه نشدیم که آنچه می دیدیم خویشتنی اصیل نبود. اما در هر صورت،در جستجوی آزادی، امنیت و اصالت، درک این نکته که نوعی از همان ماسکی را به چهره داریم که بیست ، سی یا حتی چهل سال پیش به چهره داشتیم، تأثیرگذار است.

و اکنون خویشتن اصیل ما که فریاد می زند تا به آن توجه کنیم، به شدت در پشت ماسک پنهان شده و خویشتن کاذب مان تظاهر می کند که سرشت حقیقی ما است.