ما با خوش بینی زندگی را آغاز کردیم و مطمئن بودیم همه هستی مال خداست و اونهم همه جا هوای ما را داره ، اما کم کم که دستمون زخم شد ، حالمون بد شد ، اخمهای  عموهامون تندتر شد ، صدای مادرمون بلندتر شد ، بچه ها باهامون قهر کردند ، خلاصه کم کم متوجه شدیم مثل اینکه....کافی نیستیم و باید برای بعضی چیزها بجنگیم اما با جنگ هم همه چیز درست نشد ، کم کم کمی سرمون را پائین انداختیم و مشغول درد و دل با بقیه شدیم که یکدفعه متوجه شدیم چه جالب چقدر بقیه هم زخمهایی شبیه ما دارند لااقل اگر شبیه هم نیست ولی بلاخره زخمی اند اینجاست که می تونی به خودت امیدوار باشی و دوباره به آغوش خدا امیدواری پیدا کنی.

 اما راستی حالا از کدوم طرف می خواهی زندگی تازه ات را شروع کنی طرف شلوغ که همه مردم تو اون جاده اند و جاده هم آسفالت و تابلو های راهنما هم فراوان داره یا اون جاده خاکی ، بی تابلو ، بی چراغ ...

   یا نه... اصلاً بهتره از روی چراغ عقب یکی که خوب می شه دیدش مسیر رو پیدا کنیم مطمئن ترین راه کدومه؟

   من می گم اول ببین کی هستی ؟ کدام هسته روانی در تو قویتره،... بعداً با هم بیشتر در باره اش حرف می زنیم .

  فقط یادت باشه بعضی وقتها کمی ایستادن باعث می شه زودتر از دویدن در مسیر اشتباه به مقصد برسیم .

  پس بیا 27 بهمن اول خودت را بشناس بعد سفرت رو آغاز کن شاید باید کمی دنده عقب بگیری و برگردی 5 سال و 7 سال یا 10 سال پیش و اون جاده ی دلت رو دوباره امتحان کنی .

یادت باشه کسی که نتونه چیز کهنه ای را از دست بده هیچ تازه ای بدست نمی آره .

جهت دریافت اطلاعات بیشتر با تلفن 88524100 تماس بگیرید.