خوش به حال آن هایی که عید در ایران می مانند و جشن تولد عید را با تمام هم وطنان خود جشن می گیرند.
در واقع این تنها تولدی است که همه ایرانیان هم میزبانند و هم میهمان و عید، تولد زیبایی هاست.
دوستانم وقتی از سال هایی می گویند که نوروز در ایران نبودند، همگی در این احساس شریک هستند، که انگار سال برای آن ها تمام نشده و سرگردانی هنوز همراهشان است و همیشه این احساس را دارند که نو نشده اند، چون در کشورهای دیگر همه چیز عادی است، نه سبزه ای هست، نه ماهی قرمزی، نه روبوسی و نه عیدی دادن و عیدی گرفتن، نه هیاهوی رادیو و تلویزیون، نه لباس های نو، نه لبخندی تازه و نه تبریک های مکرر ...
هیچ چیز موجود نیست.
عید با تولد دوباره خود شاید به زبان روح ما هم یک پیام عمیق داشته باشد که زمستان با همه سردی و عدم رویش خود به پایان رسید و حالا وقت آن است که ما نیز از جهان سال گذشته خود دست بشوییم و آن را به خاطره ها بسپاریم و آن درسی که از سال گذشته گرفته ایم را مانند بذری بنگریم که باید آن را در سال جدید بکاریم و برای رویش سبز آن تلاش کنیم تا پایان سال میوه ای دلنشین از آن بگیریم و از سوی دیگر ناکامی ها را مانند فوت کردن شمع تولد خاموش کنیم و با تمام هیجان، به سراغ خوردن کیک تولد عید برویم.

 

عید دعوت دسته جمعی ما برای متولد شدن است.

 پس هر تبریکی را که به شما می گویند
تبریکی بشنوید برای تصمیمات جدیدی که برای سال نو گرفته اید.