حس غریبی است 

روزهای زیادی گم میشوم وغریبه 

در کوچه آشنایی نمیبینم

گاه بین باور  حضور و عدم، آونگی میشوم     برای یافتن زمان،مکان وهویت

اما زمان هم مرا نمیشناسد

به اسمی که صدایم میکنند دل خوش میکنم.

تا روزگار لحظه دیدار آشنایی را که خبرهای خوش دارد پیشکش کند