عزیزی که مسئله ایشان را برایتان مطرح کردم به درخواست من سطوری را برای وضوح بیشتر مطلب توشتن که برای شما آن را به نمایش میگذارم،لازمه که ازصداقت بیرحمانه ایشان در بیان مسائل سپاسگزاری کنم:

 
عدم قاطعیت خودم باعث شد با کسی در رابطه برم که قاطعیت نداشته او به من کمک کند که فقدان قاطعیت در تصمیم گیری را پنهان کنم و همه چیز در رابطه بسته به تصمیم او شود و یجورایی آدم بد رابطه بشه و من آدم خوب رابطه !
 
میل پنهان خودم به تایید و کنترلگری ام را با محبت بی تناسب به عشق قبلی تغذیه کردم و در نتیجه او به شدت به من وابسته شد و من به او، تا جاییکه در تصمیم گیری برای رابطه مان فلج شدیم از لحاظ روحی !
 
معیارها مرد مناسب از نظرم مادرم (مهمترینش مرد وفادار و یجورایی فاقد هرمس) که از کودکی در گوش من نجوا میشد . مادرم میگفت : مرد خوب مردی است که شیطون و پرهیجان و خوش سرزبون نباشه و آروم و مظلوم باشه !
 
احساس و فقط احساس در رابطه قبلی من نقش داشت و از منطق و معیار خبری نبود ! کمی چاشنی منطق نیاز بود ! که دارم سعی میکنم در رابطه جدید اضافه کنم .
 
حس ترحم را که یکی از نظرات دوستان به نام فرهانی گفتند درست بود . به نظرم من قصه عشقی ناجی دارم و حتی احساس میکنم در رابطه با عشق جدید نیز گاهی به این نقش میروم و در رابطه قبلی (عدم درک والدین و ایجاد فضایی که به من پناه بیاره و از خودگذشتی بیش از حد و انتظار برای رسیدن او به شرایط ایده آلش )
 
کیس قبلی من
 
· عدم اعتماد به نفس
 
· ترس از مسئولیت
 
· پدر کنترلگرش ( انرژی زئوس بالا) او را یک فرد بی دست و پا کرده بود متاسفانه !
 
 کیس جدید
 
ü قاطعیت
 
ü مردانگی
 
ü و شاید بخشهای نداشته عشق قبلی
 
راه نجات از بلاتکلیفی و تردید برای من
 
تصمیم خودم تا الان با اینکه عشق جدید مورد تایید خانواده است و رسمی هم اقدام کرده این شده :
 
به نظرم به خودم و عشق جدیدم زمانی 6ماه بدهم . زیرا من فردی احساسی هستم و تا با طرف مقابل از لحاظ روحی و احساسی اوکی نشم نمیتونم بهش جواب قطعی را بدهم هرچند تقریبا همه معیارهای معقول برای ازدواج را دشته باشد ! به او فرصت میدهم و به خودم از این لحاظ فرصت میدهم که آیا میخوام فقط ازدواج کنم چون تحمل اینکه عشق قبلی اول ازدواج میکرد را نداشتم ؟ یا حتی اینکه به او و خانوادش ثابت کنم مخالفت اونها اشتباه بود و من خوشبخت میشم و پسرشون را بدبخت کردند نه من را ؟ ترس از زندگی با عشق قبلی که اعتماد به نفس لازم و قاطعیت ندارد مثل خودم ؟
 
میخوام ازدواج کنم که تایید اطرافیان را بگیرم از جمله پدر و مادرم ؟میخوام ازدواج کنم که دوباره دل نفر جدید رانشکنم چون به من دلبسته ؟ و ناجی و قربانی شوم ؟ پس برای همه این سوالات به زمان نیاز دارم اما زمان مشخص !!!فقط 4 الی 6ماه . به خودم قول دادم !!!