داشتم برنامه ای  به نام 100 صحنه برترفیلمهای سینمایی دنیا را میدیدم ومدام این احساس را تجربه می کردم که الان چه دیالوگ وچه ارتباط خارق العاده ای را شاهد خواهم بود!اما با کمال تعجب هر تیکه فیلمی که پخش میشد من بیشتر وبیشتر تو ذوقم می خورد .ازخودم پرسیدم انتخاب اینها به عنوان 100فیلم برتر اشکال داشته؟ یا این صحنه ها برتر نیستند ؟تا به فیلمی رسید که من آن فیلم رادوست داشتم وآن صحنه نیز خوب به یادم مانده بود وبرایم دلنشین بود.اینجا بود که متوجه شدم سازندگان این برنامه یک مسئله مهم را ندیده گرفته اند وآن هم اینست که کل فیلم را باید دید ولمس کرد تا بشود آن صحنه را عالی درک کرد واگر فیلم را ندیده باشی وبا آن بالا وپائین نرفته باشی آن صحنه تاثیر خاصی نخواهد داشت.بنابراین کسانی از زندگیشون بیشتر لذت میبرند که برای آن زحمتی جدی وبی وقفه کشیده اند وبه خاطر همین هم گاهی از چیزی لذت فراوانی میبرند که برای دیگران معمولی وروزمره است. وازطرف دیگران نوک قله دماوند زمانی صاحب ارزش است که آن دامنه باشد وتا دماوند بتواند آن ارتفاع را پیدا کند.ونکته آخر اینکه برخی آدمها فکر میکنند اول باید انگیزه باشه تا بتونند کاری کنند اما تجربه به من ثابت کرده اول باید عمل را آغاز کنیم تا انگیزه درما محیطی برای جوانه زدن پیدا کنه.خلاصه که من دوست دارم از اون بابا بزرگهایی باشم که نوه هام مدام بگویند بابا بزرگ دوباره اون خاطره را تعریف کن که ... نه اینکه تا حرف زدم بگن وای بابا بزرگ باز میخواهد یک حرف خسته کننده بزنه!چون باید اینقدر متفاوت زندگی کرد که  بشه باهاش سالیان سال خاطره های متنوع تعریف کرد.