انسانها در روند تکامل  روانی خود 4مرحله را تجربه میکنند:

مرحله اول :ego parentمرحله ای که  تمام هم وغم آدمهابدست آوردن تایید وتحسین والدین است. به همین خاطر هر زمانی میخواهند تصمیمی بگیرند از خود میپرسند آیا پدر ومادرم موافق هستند یااگر آنها جای من بودند چه کاری میکردند؟بنابراین فرد در این مرحله صاحب هیج اندیشه مستقلی نیست وکاملا با ذهن والدین خود تنظیم میشود.اگر تا سنین 10 الی 12 سالگی وضع به این منوال باشد هیچ اشکالی وارد نیست اما اگر این وضعیت مدام به سن بالاتر وارد شود ما آنرا یک اختلال ومسئله تلقی میکنیم چرا که فرد رادر روند رشد دچار تردید وسردرگمی میکند.یا تصمیم گیریهای اجباری را به فرد تحمیل میکند.برخی آدمها در سن بزرگ سالی هنوز هم این درگیری فکری رادارند وبه جای اینکه از خودشان به خاطر این عدم استقلال گله مند باشند طلبکاروالدین به خاطر یک اظهار نظر ساده آنها هستند.

یک موقعیت جالب هم اینه که فرد به خارج از کشور سفر میکنه ولی به وسیله تلفن هنوز وصل روانیش را حفظ میکند ویک موقعیت جالبه دیگه هم اینه که فرد ادعای استقلال داره ووقتی معنی استقلال را از او میپرسی میگه یک اتاق،تلویزیون،کمد و...اختصاصی خودم رادارم!

بابا این که اسمش استقلال نمیشه.

استقلال یعنی دست یافتن به یک انرژی روانی مستقل برای ساختن تصمیمات مهم زندگی وپذیرفتن نتایج آن بدون غر زدن به دیگران.

سه مرحله دیگر را در پستهای بعدی باز خواهم کرد.