چند هفته ای که مشغول مطالعه جهت سازماندهی مجدد طرح درس سفرقهرمانی زن هستم ،به جهت تمرکزی که بر بحث پیدا نموده ام هر از چند گاهی در سخنرانیهای این ماه وماه گذشته در محافل مختلف به بخشهایی از بحث اشاراتی داشته ام که از سوی شرکت کنندگان واکنشهای جالبی را شاهد بوده ام.

یکی از مباحثی که مورد اقبال بوده اینست : فراوان می شنویم که یکی از مشکلات اصلی که منجر به طلاق در جامعه ایرانی میشودمسئله کاهش یافقدان نزدیکی بین زوجین در فواصل مناسب است وموضوع دیگر افزایش خارج از قاعده موهای زائد در خانمهاست!

اما سفر قهرمانی زن بر این دوماجرا یک توضیح جالب ارائه میکندکه در منزل 5 مفصل درباره آن گفتگو میگردد.

سفرقهرمانی زن در منزل پنجم :میگوید زن امروزی به جهت اینکه قصد آن کرد که در جامعه بیرونی پابه پای مردان مبارزه کند ومردانه حضور داشته باشد کم کم مجبور شد زره بپوشد،احساس خود را پنهان کند ،فشارها را نادیده بگیرد ،زخمها را انکار کند وزنانگی را به کلی سرکوب نماید تا به هدف که قدرت معادل مردان بود دست یابد.(چون او احساس میکند مادر در سفر زندگی با سبکی که انتخاب کرد بازنده مطلق شد وپدر برنده اصلی بود واوهم میخواهد برنده بازی کند) 

اما در این مسیر اوحالا زنی است که سه مدرک دارد ،دوزبان میداند ودر حال آموختن زبان سوم است،دوجا کار میکند ودر منزل هم به شرکت سوم از خانه خدمت میدهد.ود مجموع اوانسانی بسیار موفق وپیشرو است که اصلا با مادرش قابل مقایسه نیست!

اما این زن زره پوش علی رغم این که همه تحسینش میکنند یک سوال دارد ؛چرا کسی خواستار ازدواج با او نیست ؟(اما همه حاضر به همکاری وهمراهی همه جانبه با اوهستند!)واز طرف دیگر ؛چراموهای زائد دست از سرش برنمیدارند!

هردو سوال یک جواب دارند.اوزنانگی را در طول سفر از دست داده است .پس هورمونها هم حالا بیشتر مردانه ترشح میکنند.ومردها هم بیشتر اورا مرد میبینند تا زن.

او جذاب ،تحسین برانگیز وموفق است.اما نه تحریک کننده است ونه یک زنی که بتوان در او شمایلی از همسری یافت.

جالب است ،در اکثر سخنرانی ها خانومها در جمع علیه این تحلیل موضع میگیرند ودر تنهایی اعتراف وتصدیق کامل برآن دارند!