رابطه عمیقی میان عصبانیت های ما در زندگی و رستگار شدن ما وجود دارد .

مطمئناَ شما بارها در زندگی عصبانیت را تجربه کرده اید گاهی از کار کسی عصبانی می شوید و شاید گاهی از دست خودتان عصبی شده اید .
لحظات عصبانیت عمیقترین زمانها برای خودشناسی است اگر از خود بپرسیم چه چیز ما را بهم ریخته است ؟ بلاشک همه ما می دانیم الخیر ما فیالوقع هر آنچه رخ می دهد حتما در آن خیری نهفته است. گاهی ما با عقل دنیایی خود که محصور در زمان و مکان است و به همین سبب از توان درک خیرها محروم است، شروع می کنیم به دیگران یا خودمان بد و بیراه می گوییم.

غافل از اینکه خداوند موهبت عصبانیت را به بشر عطاء نمود تا آزمایشی باشد برای سنجش اینکه چقدر به او و خیرهای عظیمی که در کارها نهفته دارد معتقدیم و می توانیم بر خود تسلط داشته باشیم و منتظر دیدن خیر حوادثی باشیم که شاید در عقل ناقص ما ، زندگیمان را تحت الشعاع قرارداده است .

بد نیست اگر خیری پس از یک بهم ریختگی دیده ایم برای دیگران هم بگوییم تا دیگران هم ازتجربه ما استفاده کنند !