دوشنبه در کلاس انرژی های زنانه درباره آتنا(انرژی کاروتحصیل وموفقیت اجتماعی)بحث میکردم .که به مطلبی رسیدم وفکر کردم برای خوانندگان وبلاگ مفید باشه.

آدمهایی با دغدغهای این انرژی مدام دنبال مفید بودن ومطرح بودن در فضای بیرون از خود هستند به همین دلیل صاحب دنیایی غنی در بیرون ومتاسفانه غریبه ای در درون خواهند بود.این غریبه بودن درونی باعث تولید سرکوبهایی میشود که به علت مشغله های بیرونی مدام دچار بی توجهی وبی ارزش انگاری میگردند بنابراین به صورت کرمهای خورنده روح وروان درآمده وآرام آرام درون راپوسیده میکنند.

واز سوی دیگر لحظه ای بیکاری به این تیپ انرژی احساس مفید نبودن میدهد واین احساس منشا اضطراب درونی برای آنها خواهد بود چون هرلحظه بیکاری میتواند آغاز دیدن وشنیدن مطالبات فراموش شده درونی باشد.

یکبار بانویی آتنایی برایم نوشت:از کوه دوران که بالا میرفتم گلهای زیبا مرا برای بوییدن صدا زدند ومن به آنها گفتم الان دارم بالا میرم ووقت ندارم برگشتم میام سراغتون.

اما وقتی برگشتم بهار گذشته بود وگلها دیگه آنجا نبودند.

آیا شما هم چنین تجربه ای را دیده اید یا داشته اید؟

برای آن چه پیشنهادی دارید؟