چند ماه پیش که ترم سایه و شخصیت گمشده را درس می دادم به یک پرسش اساسی برخوردم که یک جواب نصفه نیمه ای هم براش پیدا کردم ولی هنوز باهاش درگیرم.
اون سوال این بود :

 

آیا تاریکی اصیل است یا نور ؟
در تعمق بیشتر بر این سوال به این استدلال دست پیدا کردم که سیاهی اصیل تر است، چون تولیدش به چیزی احتیاج ندارد و اگر نور نباشد، تاریکی هست، پس تاریکی زمان یا جایی نیست که نور نباشد بلکه خود اصیل است و وابسته نیست در حالیکه نور نیازمند یک فعل و انفعال فیزیکی برای تولید خود می باشد.
نظر شما چیه؟