اینروزها با پسرم به شدت مشغول آموزش دیدن به مفهوم واقعی هستم.کودکان معلمان فلسفه هستند چون به سادگی درباره چیزهایی سوال میکنند که تو فکرمیکنی قبلا به جواب آنها رسیده ای اما زمانی که میخواهی به او توضیح دهی متوجه میشوی که هنوز ابهامهای بزرگی در موضوعات  اساسی زندگیت داری،از طرف دیگه یک جاهایی متوجه میشوی که داری ترسها وزخمهات را به جای تربیت به او منتقل میکنی واین را زمانی متوجه میشوی که او مطابق خواسته ات عمل میکنه وتو را ضی نمیشی ووقتی هم مطابق خواسته ات عمل نمیکنیدتو به خشم میای و عصبانی میشوی.و خوشحالم که پسرم سپاس گهگاهی با من مکالمه توام با مقاومت داره واین باعث میشه حسابی به فکر فرو برم ومشغول خود شناسی بشم.