یکی از دوستان مسایل زندگی خود را برایم ایمیل نموده اند، ضمن تقدیر از جسارت ایشان در خصوص صداقتی که در گفتارشان است از شما می خواهم دیدگاه خود را در این خصوص به ایشان بدهید. ان شاء الله برای همه کارساز باشد.

 

سلام جناب آقای رضایی...

متاسفانه من هم جزو افرادی قرارگرفتم که زندگیم نابود شد و برچسب تلخ طلاق تا چند روز دیگر بر پیشانی من و زندگیم نقش خواهد بست، البته پیش بینی این امر خیلی هم دور از ذهن نبود. یکسال پیش نیز من و بیتا 40 روز از هم جدا بودیم ولی نفهمیدم چه شد که دوباره یکسال ادامه دادیم!!!! در تمام مدت زندگی، نقاب های سنگین و رنگارنگ را بر چهره داشتم تا زندگیم به بهترین شکل جلوه نماید. در نظر تمام آدم های دیگر من یک انسان به تمام معنا موفق بودم. هر وقت که این را می شنیدم در دلم به این موضوع افسوس می خوردم که چرا در واقع نباید زندگیم اینطور باشد. خلاصه این نقاب ها و ماسک ها کارخودشان را کردند و هر روز بر تعدادشان اضافه می شد. من فقط در واقع در بخش کارم انسانی واقعاَ موفق بودم ، اما در زمینه زندگی زناشویی ما دو نفر هیچگاه مکمل هم نبودیم و فرسنگ ها از هم فاصله داشتیم، اما همیشه اینطور بنظر می رسید که چقدر زندگی خوبی داریم. اگر از بیرون به زندگی ما نگاه میشد غیر از این هم چیزی دیده نمی شد و همه چیز خوب و عالی بود، اما افسوس که در واقع اینطور نبود.حالا از شما می خواهم کمکم کنید تا گمشده ام ( خودم ) را پیدا کنم . من گمشده ام!!!!!!! من از زندگی ،عشق، دلتنگی و دوست داشتن ناب و خالص را طلب می کردم اما هرگز بدست نیاوردم. هیچگاه در زندگیم خیانت نکردم،اما همیشه بابت اینکار تحقیر و سرزنش شدم. هیچگاه موفقیت های اجتماعی من از دیدگاه شریک زندگیم دیده نشد و حتی گاهی نیز بصورت پتک بر سرم کوبیده می شد.لطفاَ مرا پیدا کنید، من گمشده ام.