شیرین دختری 30 ساله  کارمند در بخش بین الملل یک  بانک است و  سمت مهمی دارد با  7 سال سابقه کار ، وقتی باهم صحبت میکردیم میگفت تقریبا هر روز در طول این 7 سال تاخیر داشته و مرخصی هاش اینطوری تموم میشده و اکثر روزها لحظه شماری میکنه تا ساعت کاری تموم بشه و ازاین قفس آزاد ! با وجود همکارای خوبی که داره حقوق بالا و تسهیلاتی که  در این شغل داره ، حالش از شغلش خوب نیست و درست در همان  روزی  که برگه ترفیعش تایید میشه ، درخواست استعفا میده و حالا با توجه به صحبتهای اطرافیان که میگن : دیوونگی محضه که  توی این شرایط بیکاری میخوای این کارو رها کنی!

یکی دیگه میگه خوشی زده زیر دلتها  ! یکی میگه چندسال دیگه تحمل کن  بازنشسته میشی!

خودشم میگه گاهی فکر میکنم برای ازدواج با نامزدم این درآمد میتونه  کمک کننده  باشه  !  حالا به شدت بی انگیزه شده و در تصمیم گیری مردد که آیا به دنبال کاری بگرده که زمان بندی کار دست خودش باشه و یا خودشو اصلاح کنه و نظم و برنامه ریزی را در خودش تقویت کنه و با محیط کار خودشو وفق بده ؟