بعد شروع کردم به مطالعه کتاب های افزایش قدرت شخصی از کتاب های بسوی کامیابی رابینز آغاز کردم شماره 1و2و3 علاقه عجیبی برای رشد و پیشرفت در من ایجاد شد انگار تمام توانائی های خفته من به شدت در حال بیدار شدن و پرواز کردن بودن و خوب یادم است که عده‌ای وقتی کتاب ها را در دست من می‌دیدند، می‌گفتند تو دیگه چرا گول خوردی ؟ واقعاً این حرف ها را باور می‌کنی ؟ این یارو این حرف ها را زده که مردم را سرکار بگذاره و از اونها پول کلان در بیاوره، می‌دونی هر نفر برای شرکت در سمینارها 1000 دلار یعنی خدا تومان می‌گیره ؟! عده‌ای دیگه هم می گفتند این حرفها بدرد آمریکا و جامعه آن ها می خوره و اصلاً با جامعه ما همخوانی نداره . بعضی ها هم می‌گفتند همه این کتاب ها را خوانده‌اند ولی زندگی آن ها هیچ تغییری نکرده خوب صادقانه بگویم هر از چند گاهی مردد می‌شدم اما یاد ندارم که متوقف شده باشیم لازم می‌دونم بگم که من در زمان خواندن کتاب همه تمرین ها را انجام می‌دادم و پرسش ها را در من شدیدتر می‌شد و جالب است که همزمان آدم های مخالف این جریان هم جدی‌تر می شدند و بعضی ها هم کاملاً من را اغفال شده و مسخ شده می‌دیدند . اما نمی‌دانم چرا می‌خواستم یک زندگی بزرگ و دوست داشتنی بسازم و نمی‌خواستم در توقفگاهی که دیگران ساختند خانه بسازم .

پس گوش هام را بستم و پاهام رو به حرکت انداختم و به سرعت به سمت هدف که ساختن یک زندگی فاخر بر پایه توانائی های شخصی بود را آغاز کردم .