آرامش هرگز از طریق دنبال کردن آرامش به دست نمی آید . آرامش یک محصول فرعی است ، ثمره رشد روحی و روانی است . آرامش مدرک آن است که شما در هماهنگی با آن چیزی هستید که خداوند برای شما مقرر نموده است . به این دلیل است که اضطراب در صورتی که اجازه دهیم و به پیام آن گوش دهیم می تواند وسیله مفیدی باشد . اضطراب شیوه روان درماست که به ما می گوید نابسامان هستیم و خطایی در کار است ، اضطراب در خواست اصلاح است .

اگر عرصه زندگی را می پیماییم نیازی به شتاب یا هراس زدگی نیست . حقیقت عرصه زندگی این نیست که باید در زمان و مرحله معینی از رشد باشیم . نه . بیاسایید . خدا از ما نمی خواهد برسیم ، می خواهد از سفر لذت ببریم .

می خواهم چیزی را با شما در میان بگذارم که برای من قبلاً بسیار عزیز است . من و مادر بزرگم بسیار به هم نزدیک بودیم . او دوست و راهنمای معنوی من بود . مادر بزرگ سال گذشته در صدو دو سالگی فوت کرد . او در سال 1890 به دنیا آمده بود و عرصه زندگی را در سال 1905 آغاز کرد . هشتاد و هفت سال این راه را پیمود و بزرگ ترین نمونه آرامش زنده ای بود که تا کنون شناخته ام . زندگی برای او آن چنان که برای من است نبود . او به نوعی از سختی ها و مشقات و اضطراب هایی که به سراغش می آمد فرا می رفت . او متمرکز بود .

کمی قبل از مرگش با هم نشسته بودیم و صحبت می کردیم . از او پرسیدم : (( مادر بزرگ، چرا زندگی آن طور که گاهی به نظر من می رسد و به من فشار می آورد برای تو نیست ؟ گویا تو می دانی چگونه زندگی کنی . ))‌او به من نگاه کرد و آرام گفته : (( خوب به عشق مربوط می شود . باید به خدا عشق بورزی .)) او می گفت  که راز آرامش در همین نکته نهفته است . امیدوارم روزی بتوانم به او بگویم : (( مادر بزرگ ، عاقبت این نکته را درک کردم . ))

ما شش توشه اصلی عرصه زندگی را بررسی کردیم : ایمان ، امید ، عشق ، لطف ، رحمت و آرامش . توشه ها بیشترند .

برگرفته از کتاب : چرا حال انسان امروزی خوب نیست ؟

انتشارات بنیاد فرهنگ زندگی

شماره تماس : 2-88524100