عظمت خود را کجا جا گذاشته ایم؟

 ما انسان های بزرگی بودیم که با اسب چوبی به حرکت در می آمدیم و با هواپیمای پلاستیکی تمام جهان را زیر پای خود می دیدیم و با بچه های اطرافمان در میهمانی با تعارف ساده ی یک اسباب بازی ارتباط برقرار می کردیم. بدون هرگونه فشاری آنقدر جملات زیبا و دلنشین می گفتیم که همه ی بزرگترها انگشت به دهان می ماندند.

یادش بخیر ... ما چقدر خارق العاده و دوست داشتنی  بودیم ، و برای تشویق شدن نیاز نبود حتی کلمات رو درست بیان کنیم... اشتباهاتمون هم دوست داشتنی بود...

 اما راستی چی شد که

ما در مقطعی از زندگی شروع کردیم به بد شدن و بد آوردن و سقوط تا حد یک جوجه اردک زشت... دیگه به عواطف بروز دادمون گفتند کَنه،به فکرهای قشنگمون گفتند هپروتی، بعضی هام تو مدرسه اسم و قیافمون رو دست انداختند و همینجوری یک گام یک گام ما از خودمون دور شدیم و خسته شروع کردیم به نقاب به صورت زدن اون هم بسته بسته... هرکسی هر جوری خودش خراب شده بود شروع کرد به همون روش درست  کردن  ما،  ما  هم  که  ترسیده بودیم  از خودمون بودن ، شدیم  هر چی هر کی   می خواد.چی کار می تونستیم بکنیم؟ اگه به حرفهاشون گوش نمی کردیم خیلی راحت محروممون می کردند از توجه و تغذیه و امنیت و هزاران نیاز دیگه.
این بود ماجرای گم شدن عظمت ما!

 چون خیلی ساده گاهی به ما گفتند فکر می کنی کی هستی؟هان؟
و ما با صدای آرام پیش خودمان گفتیم:حق با شماست من هیچکسم و اصلاً من اشتباهی ام.
اما حال یک خبر خوب برایت دارم ...!

 عظمت آدمها شاید بخوابه ولی هرگز نمی میره! چون از جنس عطیه الهیه و بنابراین جاودانه است.

 برای ورود به بهشت به عظمت خوداحتیاج داری.

 روز 18 شهریور اتوبوس حرکت می کنه به سمت غار عظمت های گمشده. مواظب باش دوباره جا نمونی و به خیال اینکه می تونی بی عظمت زندگی را سر کنی کنج خونه کز نکنی.
باید بررسی کنیم ببینیم ؛عواطفت آسیب دیده؟

  • وابستگی هات فاسد شده؟
  • فکرت کوچیک شده؟ برنامه هات گیج و سردرگم شده؟
  • تعهد دادن برات مسخره شده؟
  • آرامش و امیدت ترکت کرده؟

 یا هر زخم دیگه ای که تو را از بهشت بیرونت کرده باید کشفش کنی والا یک تغذیه ی سمی می شه برای فردایی که می تونه خیلی رویایی باشه....

 و اما داستان 18 شهریور ؛

 آزمونی از شما گرفته می شود در این آزمون

 شما در می یابید نقاط آسیب پذیر شما کجاست ؟

 آیا در زندگی در حال درجا زدنید و خدایی نکرده شاید سن و سالی از شما بگذرد و پشت سر خود را نگاه کنید و ببینید کارهایی در زندگیتان کرده اید که دیگر قابل جبران نیست ؟

رویاهایی دارید که دوست دارید به آن برسید ولی نمی دانید .