"ادامه ست ها در خصوص نظام مهندسی مجدد آموزش و پرورش"

چون تاکنون شاهد آن هستیم که ابتدا آنقدر شدید برخورد می شود که زندانها مملو از زندانی گشته و سپس مجبوریم آنقدر نرم برخورد کنیم تا صرفاً زندانها خالی شود که این نیز خود سمی مهلک است برای اعتمادسازی حکومت و اشاره ای است جهت اخلال گران نظم اجتماعی که اگر موضوعات را به حد اشباع برسانند ساختار حکومت ناگزیر مماشات خواهد کرد.
با در نظر گرفتن پیش فرضهای بالا آنچه اهمیت دارد درک گامهای رو به جلو در همه جهان می باشد و از سوی دیگر عدم توسل به گامهای سنتی برای حل مسائل مدرن ازجمله، احیای امور تربیتی که صرفاً هزینه های آموزش و پرورش را گسترش و عامل تفرقه فرایندها گردیده در نتیجه هزینه های سیستم را برای بازآفرینی و بازگشت، رشد داده و اعتماد عمومی برای تحول را کاهش و حرکت به سمت تغذیه را بی انگیزه خواهد کرد، کنار گذاشته و هدف را در ایجاد ساختارهای جدید پیدا کنیم و بدانیم برای گذر از سنت به مدرنیته با حفظ و رعایت ارزشها جز انتخاب یک روند مهندسی شده راهی نداریم.
اما توانایی رخداد جدید در جهان امروز جامعه صنعتی رفته رفته جای خود را به جامعه شبکه ای می دهد و طراحی آموزش و پرورش شبکه ای از طریق چند رسانه ای ( مولتی مدیا) کردن سیستم را می تون راه نجات و سریع مقولات جامعه ایرانی برشمرد.برای طی طریق در این مسیر ابتدا ضروری است از غیر متمرکز کردن 60% سیستم آغاز کرد که این عدم تمرکز شامل فقط مفهوم نیست بلکه از متنوع کردن روش آموختن آغاز و سپس به متنوع کردن روشهای آموزش و کتب درسی خواهد رسید و در هر صورت قصد یکپارچه سازی در کل کشور قابل اجرا می باشد. دراینصورت شبکه های ایتنترنتی صاحب مفهوم ، اوقات فراغت ساماندهی و نظام ارتباطی دانش آموز با زندگی زایا ، سن اشتغال پایین، شروع زندگی مستقل ، سریعتر و دسترسی به جامعه مرفه راحتتر و رشد تولید ناخالص ملی افزایش یافته تر، بی هویتی آموزشی و اجتماعی از بین رفته و تکنولوژیهای نوین به سرعت کارکرد خود را در جامعه ایرانی خواهند یافت و مشکل افت تحصیلی و بی انگیزگی به شکل سیستمی حذف می گردند چرا که هربحران نشأت گرفته از نیاز جدیدی است که به سلامت و درایت پاسخ داده نشده است.