سلام
من در کلاس های شما شرکت دارم و این نوع پیشگیری و درمان را دوست دارم. در حال حاضر مجبور به ترک رابطه بسیار عمیق هستم. زمان آشنایی ما من تازه از همسرم جدا شده بودم.
ایشون یک مرد متاهل مجرد بود در واقع هیچ حس و عاطفه ای با همسرش و پسرش نداشت اما نور چشمی دختری داشت که او هم زیاد به پدر علاقه ای نشان نمی داد. ما رابطه مان را شروع کردیم تا چهار سال بعد دختر این آقا خودکشی کرد و ایشون که یه مرد قدرتمند و بسیار ساپورتیو وتوانا بود خونه نشین شد.
همسرش طلاق گرفت و ایشون به تریاک رو آورد و من در تمام این مدت سعی کردم کمک کنم. ایشون هم تمام تلاشش این بود منو به آرزوهام برسونه.


درحال حاضر من همش فکر می کنم این آدم کیفشو کرده بدبختیاشو آورده واسه من... ضمن اینکه مدتهاست ساپورت مالی قطع شده....یکی یکی املاکش داره به باد میره.
ولی ایشون اصرار داره ما میتونیم همه چیزو با هم درست کنیم. و در عین حال کار خودشو می کنه گوششم بدهکار هیچ تغییری نیست .
یک ماهی میشه که کاملا قطع رابطه کردم ولی هر روزازش ایمیل دارم، خونه تماس میگیره، پیگیرمه. دوسش دارم ولی یه نه عجیب تو وجودمه نمی فهمم این چیه که وقتی باهاش نیستم حالم خرابه ...دلم میگیره...وقتی که هست اصلاً حوصلشو ندارم و حس میکنم زندگیی که من میخوام رو نمی تونه بمن بده. ....

به من بگویید چه کنم؟

***

به روز رسانی ها؛

توسعه از منظر شهر و شهر نشینی (گفتگوی من در نشریه چهارمین جشنواره فیلم فجر- سایت بنیاد)

چه رابطه ای داشتید که ... (سوالات سایه)