یک باور عامه وجود دارد که قدرت یادگیری بچه ها از بزرگسالان قوی تر است و این جمله چند وقتی دغدغه شخصی من شد و مطالعات و مشاهدات خود را روی آن متمرکز نمودم.

امروز به این نتیجه رسیده ام که میل به یادگیری در کودکان به شدت قویتر است، چون آن ها می دانند که نمی دانند و خیلی دوست دارند که بدانند. چون شناخت برای آن ها توانمندی و قدرت به همراه می آورد ولی قدرت یادگیری آن ها کمتر است، چون زمانی که می خواهند چیزی را بیاموزند شما برای آموختن به آن ها کمتر می توانید به مثال، بیان تجربه و یا سایر ابزارهای آموزشی متوسل شوید بنابراین آموزش زمانبر می شود.

اما در بزرگسالان به علت وجود تجارب گسترده، آموزش راحت تر اتفاق می افتد پس قدرت یادگیری بالایی دارند ولی در بزرگسالان به علت وجود تجارب گذشته و از همه مهمتر موفقیت ها و شکست های جدی باعث می شود میل به یادگیری در آن ها افت کند و احساس کنند می دانند و نیازی به دانستن جدید هم ندارند و از سوی دیگر برخی از بزرگ تر ها یادگیری را نوعی ننگ می دانند چون فکر می کنند ندانستن نوعی افت شخصیت است.

بنابرمفروضات بالا به این جمع بندی رسیدم که ؛

قدرت یادگیری در بزرگسالان بیشتر و میل به یادگیری در کودکان قوی تر است.

***

پ.ن: به روز رسانی ها؛

سایه یک بال تاریک بر سر الهه زمین گسترده است... ( از وبلاگ سایه)

ده توصیه یتیمانه (آرک تایپ های بیداری قهرمانان درون، سایت بنیاد)