ضمن تشکر از لطف همه دوستان، عزیزانی که مایل به تداوم ارتباط و دریافت خبرنامه ها، اطلاع از آخرین محصولات ارائه شده نظیر پکیج های صوتی و تصویری، کتب منتشره و کسب اطلاع از آخرین دوره ها، کارگاه ها و سمینارها هستند، نام خود را در بخش هدیه ویژه وارد نمایند.

***

دوستان عزیز؛

این نامه امروز از پویان.خ از دانشجویان عزیزم به دستم رسید که ضمن تبریک به وی، آن را با شما به اشتراک می گذارم.

***

سلام آقای رضایی

باورتون نمی‌شه ولی‌ تجربه خیلی‌ جالبی‌ داشتم خواستم با شما هم در میان بذارم تا از نظرتون برخوردار بشم.

چیزی که دوست داشتم بهتون بگم اینه که به این پی‌ بردم که خود واقعی‌ ما خیلی‌ بزرگتر از اون چیزی هست که ما فکر می‌کنیم، مدتی‌ بود احساس له‌ شدگی در درونم می‌کردم. چند روز پیش بعد از دانشگاه توی پارکینگ به طور ناگهانی صدایی از اعماق وجودم به من گفت که چرا من رو دوست نداری؟ چرا قبولم نمیکنی‌؟ چرا به من زندگی‌ نمیدی؟من رو وارد خودت کن! و دیدم که مدت هاست این صدا رو سرکوب کردم ولی‌ ایندفعه نتوانستم و جوابش رو دادم و کمی‌ بهش عشق دادم.

امروز دوباره اون صدا رو شنیدم و تصمیم گرفتم جلوی آینه به زخمی‌ترین حالت ممکن بایستم و زخم‌های روحی‌ خودم رو و بدن زخمی خودم رو مجسم کنم و ناگهان چهره عجیبی‌ از خودم دیدم و احساس کردم بخشی بزرگ از سایه ی خودم رو میبینم ولی‌ اینبار ازش نترسیدم و قبولش کردم، یک انسان وحشت زده نیازمند‌ترین انسان در درون من بود کسی‌ که از بیرون بودن می‌ترسید خیلی‌ زخمی بود، همه‌ انرژی من اونجا نهفته شده بود زخمی بودم خیلی‌ زخمی و داغون و دیدم که چقدر به این نیاز داشتم و چقدر این اتفاق من رو به خودم نزدیک کرد و انرژی زیادی در خودم احساس می‌کنم، بهش چند تا قول دادم اینکه به خاطر دیگران اینقدر زیر سوال نبرمش و اینکه بخاطر دیگران اینقدر تحقیرش نکنم از داشته هاش دفاع کنم و....

یک چیز دیگه به نظرم خیلی‌ خیلی‌ خیلی‌ کمتر از گذشته از هادس میترسم و یک مقداری مستقل تر از گذشته فکر می‌کنم، تنها سفر می‌کنم!

پویان

***

پ.ن :

عزیزان شرکت کننده در تست وبلاگ، آخرین فرصت برای ارسال طرح هایتان و یا رسم آن برای خودتان تا آخر امروز می باشد.

درسی به یادماندنی از دونده ای که آخر شد. (عکس پست قبل)

راه رفتن به سبک هندیان (از وبلاگ عمیق سازی و سایه )