هدف گذاری محقق نمی شود، مگر در روزی که انسان شب قدرش را با خود خودش به تنهایی برگزار کند و به خود بگوید من می خواهم تکلیفم را با خودم در زندگی روشن کنم. آن وقت است که گام هایش محکم و اهدافش متعالی می شود.

هر کس مجموعه ای از باورها را در ذهن خود دارد که ممکن است واقعیت داشته باشند یا بالعکس واقعی نباشند. اگر انسان، باورها، خصوصاً باورهای غلط را نشناسد، ممکن است دچار اشتباه شود و فکر کند که محیط اجازه پیشرفت را به وی نمی دهد. مثلاً انسانی توانمند که در ذهن باور دارد که توانمند نیست، هیچگاه نخواهد توانست از توانایی هایش استفاده کند و به دنبال اهدافش برود. این در حالیست که اگر این باورهای غلط مدیریت و کنترل شود، وی درمی یابد که واقعاً ناتوان نیست و این تصوراتش بوده که وی را تحت کنترل داشته و اگر بداند که این باورها به چه صورت او را محدود کرده اند، آن وقت می تواند در هدف گذاری به درستی عمل کند. در واقع برای رشد شخصیت و فردانیت اول لازم است که انسان موانع را بشناسد و با بازیافت انرژی های تلف شده هدف های تازه ای را تعیین کند.