نمی دانم چرا این روزها به شدت یاد بزرگ تر های زندگیم می افتم و عجیب جای خالی آن ها مرا اذیت می کند و گاهی احساس می کنم چقدر به حضورشان احتیاج دارم و بعضی وقت ها فکر می کنم که واقعاً بخشی از معنای زندگی مرا با خودشان برده اند.

به ویژه یکی از عموهام که عجیب دوستش داشتم و برام خیلی عزیز و تاثیرگذار بود.

خیلی دوست داشتم که اون بود و امروز لذت هام رو باهاش تقسیم می کردم و از لبخند تحسین اش حظ می بردم.

نمی دونم چرا احساس می کنم به وجود کسانیکه بودنشان هم خنثی بود، این روزها سخت نیازمندم. شاید این هم تبعات گذر از ۴٠ سالگی باشه، ولی هر چی که هست، حال عجیبی دارم و فکر می کنم ترانه فیلم علی سنتوری به شدت بیان حال غریبم هست.

راستی یکسری زدم به وبگذر و با تعجب دیدم که از ٣۶ کشور وبلاگ بازدیدکننده داره و این برام بسیار محترم و عزیز بود.

از توجه همگی ممنون و از طرف دیگه بازدیدکننده های بالای ١٠ بار هم به شدت افزایش داشته که این نشون می ده که وبلاگ تونسته دوستان صمیمی هم پیدا کنه که این از اولی برام دلنشین تر و جالب تر بود.

سایت بنیاد هم داره مرتب به روز میشه؛ امروز با چند خبر در حوزه های آموزش با مطالبی جذاب در حوزه سایه، در حوزه های انتشارات با آخرین اخبار کتب، و در مقالات اخیرش هم می توانید مدل های MBTI ، سایه و ... را هم بخوانید و لذت ببرید. پیشنهاد می کنم حتماً روزانه به سایت (www.BonyadOnline.ir) سر بزنید.