فکر می کنم موضوع وبلاگ شما بگین، متعلق به سرکار خانم مریم بتواند موضوع جالبی برای گفتگوی وسیع تر باشد.

پیشنهاد می کنم به عنوان موضوع بحث و اظهار نظر آن را قرار دهید، بنابراین متن را مجدداً برای پست اول وبلاگ ام در نظر می گیرم.

اظهارنظرهای انجام شده برای من بسیار تامل برانگیز و آموزنده بود و از خواندن آن ها احساس یک بحث جدی و جذاب و جالب را داشتم.

نگاه من به پست وبلاگ شما بگین؛

بشر قدیمی نگاهی ساده به ذهن پیچیده خود داشته است.


بنابراین او فکر می کرده ذهن چیز ساده ای است. البته من فکر نمی کنم که او اصلاْ روان را می شناخته؟ می دانسته که وجود دارد؟ می دانسته چگونه کار می کند؟ روش هدایت آن را آشنا بوده؟ یا کلاْ اعتقاد به تقدیر داشته و زندگی خود را محصول ساده ای از تقدیرات می دانسته که آب و باد و خدایان مبهم به زندگی او تحمیل می کنند؟

تحلیل شما چیست؟