خانم محترمی درخواست داشتند پست آخر وبلاگ ایشان را بخوانم و تحلیل ام را بگویم.

ضمن تشکر از ایشان، پست ایشان را با شما به اشتراک می گذارم و شما نیز تحلیل تان را بیان کنید.

این چند وقت که داشتم فکر می کردم و البته در کلاس های متنوعی هم راجع به خواب و تفسیر اون صحبت شد....

تو یکی از کلاس ها که به روش یونگ توضیح داده می شد توصیه به تعبیر و تفسیر و در کلاس دیگر هم ضمن تایید اینکه که خواب ها تعبیر دارن، گفته شد که تفسیر همیشگی خواب سبب پیچیده تر شدن اون میشه و به نسبت تعبیر و تفسیر های پیچیده تری هم پیدا می کنه ......

شاید در واقع منظور این بود که با آگاهانه نگاه کردن به این قضیه شکل خواب ها هم تغییر میکنه و عمیق تر هم باید بررسی بشن.....و مفاهیم رو هم با شکل متفاوت و پیچیده تر نشان خواهند داد...

و این دو تا دیدگاه منو وارد یک فضای دیگه راجع به روانشناسی کرد!

اینکه آدم های اولیه احتمالا پیچیدگی های روانی خیلی کمتری داشتن و به همین دلیل هم روانشناسی و شناختشون هم کار خیلی به مراتب راحت تری بوده، تا جوامع امروز که بحث های روانشناسی رو اکثر افراد مشتاقانه دنبال می کنن، به نظر میاد که روان آدم ها هم رو به پیچیده تر شدن می ره و احتمال میدم که مباحث علم روانشناسی کم کم در آینده  شاید نزدیک سر فصل هایی مثل "روانشناسی بر روانشناسی" رو پیش رو داشته باشه و شاید حتی "روانشناسی انسان هایی که روانشناسی رو دنبال می کنن" و ......