وی در ادامه با انتقاد از این‌که سن دانیال حکیمی برای ایفای نقش پدر غیرواقعی است، اظهار کرد: در حال دیدن سریال عموما این بازخورد را دریافت می‌کردم که پدر به پسر نمی‌خورد و دانیال حکیمی مناسب این نقش نیست.

وی در ادامه‌ی این گفت‌وگو با اشاره به این‌که عاشق‌شدن پدر در این سریال کمک می‌کند تا مخاطب حس کند عشق فقط برای یک فرد نیست، گفت: این فضا کمک می‌کند تا مخاطب بداند قرار نیست کسی که عاشق شده و از آن عبور کرده، دیگر عاشق نشود و حق داشته باشد عشق دیگران را قضاوت کند.

مدیر بنیاد فرهنگ و زندگی در پاسخ به پرسشی مبنی بر نحوه به تصویر کشیدن رابطه‌ی دانیال حکیمی در نقش پدر با نامزد سابقش فاطمه گودرزی در این سریال، اظهار کرد: این بخش از فیلم همان نظام پدر سالار جامعه است؛ پدر احساس می‌کند پسرش بی‌عقل است و یک بی‌عقل ساده‌ترین کار را هم اگر انجام دهد اشکال دارد و آدم عاقل هر کاری بکند درست است؛ به عبارتی پدر می‌فهمد چه کار می‌کند و پسر نمی‌فهمد.

وی با اشاره به رابطه‌ی پسر و دختر در این سریال، عنوان کرد: ما از طرفی با گشت ارشاد سر ارتباطات جوان‌ها مکالمه می‌کنیم و از طرف دیگر سریال «فاصله‌ها» را پخش می‌کنیم. این‌ها تحلیل را سخت می‌کند که بالاخره ما می‌خواهیم موضوع رابطه‌ی دختر و پسر را واشکافی کنیم یا می‌خواهیم تمامش را پاک کنیم.

وی ادامه داد: به دلیل این‌که جامعه‌ بین این دو مفهوم سرگردان است، تکلیف مشخص نیست. کسی نمی‌داند که آیا این رابطه‌ها تمامشان مشکل دارد یا رابطه‌های خوب هم وجود دارند، زیرا رابطه‌ی خوب رابطه‌ی پدر است با نامزد سابقش و این هم نوعی رابطه است.

او تصریح کرد: ما نمی‌دانیم با عشق مساله داریم یا با نوعی از عشق مساله داریم، با رابطه مساله داریم یا با نوعی از رابطه مساله داریم.

سهیل رضایی با بیان این‌که نظام ارزش در جامعه سرگردان است، اظهار کرد: گاهی انعطاف‌ نشان می‌دهیم و یک جاهایی ناگهان انعطاف را متوقف می‌کنیم و این به این دلیل است که ما هنوز نظریه‌ فرهنگی - اجتماعی برای اداره‌ی فرهنگ و جامعه نداریم، بنابراین سلیقه‌ها و مدیریت‌ها تعیین‌کننده‌ی جایگاه ارزشی می‌شوند.

سهیل رضایی در ادامه فضای جامعه را به معجونی تشبیه کرد و گفت: جامعه نه گل و بلبل است و نه خار است، این به این معنی است که کسی که گل و بلبل است، ممکن است ناگهان یک اتفاق خار‌اندیشی انجام بدهد. این نیست که گل و بلبل یعنی تا ابد گل و بلبل، خیلی از آدم‌ها زندگی را با عشق شروع کردند و ازدواج کردند، اما پس از گذشت زمان مجبور به طلاق شدند، در درون انسان‌ها به قدری پیچیدگی وجود دارد که نمی‌شود یک قضاوت ساده داشت.

وی گفت: به دلیل این‌که در مورد رابطه‌ دختر و پسر نظریه اجتماعی وجود ندارد، گاهی احساس خطر می‌شود و به شدت به این مقوله حمله می‌شود و گاهی دیگر احساس خطر نمی‌شود و فضا را باز می‌گذارند و دراین بین جوان بالاخره نمی‌فهمد گناهکار است یا نیست و این سیر بسیار سختی است.

این پژوهشگر روانکاوی با اشاره به این‌که تلقی کامل و بدون نقص‌بودن از پدر در این سریال، ظلم به پدر است، اظهار کرد: پدر، انسانی تصویر شده‌است که اولین روزش است که بچه 25 ساله دارد و اولین روزش است که پسرش عاشق می‌شود، او هم در مقابل این پدیده‌ها خام است.

 

او تصریح کرد: پدر‌ها هم موجوداتی کامل نیستند و اگر از آنها توقع کامل‌بودن داشته باشیم، آنها را در یک مهلکه انداخته‌ایم؛ این‌که فکر کنیم کسی که 50 سالش می‌شود همه‌چیز را می‌داند اشتباه است.

سهیل رضایی در پایان گفت‌وگو با بیان این‌که باید نسبیت را نشان بدهیم، گفت: وقتی انسان‌ها احتمال اشتباه‌کردن را بدهند، احتمال اصلاح‌کردن نیز هست و طبعا وقتی نمی‌توانیم یک جامعه را خوب و قوی ببینیم، ترجیح می‌دهیم یک تعداد قهرمان داشته باشیم یک تعداد ضدقهرمان؛ اما اگر عمیق باشیم در خود ضد ‌قهرمان‌ها، قهرمان را می‌بینیم و در خود قهرمان‌ها، ضد‌قهرمان و این الزاما چیز منفی نخواهد شد، این یک انسان طبیعی است.