اگر در طلب چیزی هستی و آن را نمی یابی،
چیزی در ناخودآگاه تو از دست یافتن به آن می هراسد.

وقتی با حالتی مستبدانه با خودمان صحبت می کنیم، نشان دهنده این است که برای انجام کاری تحت فشار هستیم، طوری که جزئی از وجودمان فشار را پذیرفته اما دیگر اجزاء وجودمان مایل نیست آن کار را انجام دهد.

وقتی در شرایطی قرار می گیریم که فکر می کنیم : مجبورم این کار را انجام دهم یا باید این کار را انجام دهم یعنی ما سعی می کنیم این انگیزه را بوجود بیاوریم که علیرغم میل خود کار را به انجام برسانیم. در چنین موقعیت هایی با صدای بلند به ذهن خود این پیغام را می دهیم که من دوست ندارم این کار را انجام دهم، اما مجبورم این قدرت را در خودم بوجود بیاورم که این کار را برای آن ها انجام دهم.

وقتی به این شکل با خودمان صحبت می کنیم، از خود بیزار شده و به طور ناخودآگاه از کار طفره می رویم. اما نگرانی ها و واکنش های منفی که در انجام یک کار اجباری بوجود می آیند به این مفهوم هستند که ما در انجام آن کار انتخاب آزادانه نداشته ایم. به علاوه این فشارها مانع خواسته، تصمیم و انتخاب شما در انجام کار می شوند.

تغییر طرز صحبت کردن با خود، یکی از ابزارهای قدرتمندی است که ما را از قید و بند طفره رفتن و شک و دو دلی رها می کند. وقتی بیاموزید چگونه انتخاب کنید و اینکه چگونه جواب به دیگران بدهید، به جای اینکه احساس کنید آلت دست دیگران شده اید، متوجه می شوید صاحب اختیار و قدرت هستید.