متنی را که به مطالعه اش می نشینیم، خانم سپیده اکبر پوران
از همسفرانمان در دوره اسطوره زنان (آشنایی با هوش های زنانه روان)
برایم ارسال نمودند. شما آن را کجای زندگی تان تجربه کردید؟

استاد ژیمناستیک مون 1 ماجرای کوتاهی رو چند سال پیش برامون تعریف کرده بود. از وقتی اومدم کلاس، مدام یاد اون داستان می افتم و فکر می کنم چقدر شبیه من و خیلی آدم های دیگه است. اما از بعد روانی!
استاد ژیمناستیک مون می گفت هر حرکتی رو که انجام می دید عکسش رو هم انجام بدید تا مهره تون کج نشه.

 می گفت 1 پسر بچه یاد گرفته بود که روی دست هاش به طرف پشت سرش، پشتک بزنه. همه خانواده تشویقش می کردند و براش دست می زدند و هروقت مهمون می اومد خونشون می گفتن "پشتک بزنه خاله ببینه!" و اون بچه هی دست هاش رو می ذاشت رو زمین، روی دستاش بلند می شد و به طرف پشت سرش پشتک می زد بعد همه بهش می گفتن آفرین آفرین.
بعد از 1 مدتی ستون فقراتش به سمت پشت خم شد . یعنی ستون فقراتش کج شد و تا آخر عمرش کج موند!

حالا با خودم فکر می کنم تمام عمرم رو درس خوندم و ... وهمه بهم گفتن آفرین آفرین!چه بچه خوبی که حتی مهمونی هم نمی ره! 

.

.

.

و حالا احساس می کنم چقدر ستون فقرات روحم کج شده!!