هر از چند گاهی مشاهده می کنم که بعضی از عزیزان دانشی را آموخته اند و احساس می کنم یکی از خدماتی که می توانند انجام دهند، اینست که دانش آموخته شده را به گونه ای در دانش، ادبیات یا سایر متون دنبال کنند و ادله هایی بیاورند مبنی بر اینکه در این متون هم همانا که در این دانش سرزمین خود ما است نشانه هایی وجود دارد، فکر می کنم این نگاه نه تنها مطالعه تطبیقی نام ندارد بلکه بک فرافکنی ساده و بی محتوی می باشد که ما را در درک حقیقت گمراه می کند و هیچ حقیقت تازه ای نیز از آن بیرون نخواهد زد.

شاید تنها یک وقت تلف شده روی دست ما بماند، پس پیشنهاد می کنم ابتدا دستگاه شناختی دانش آموخته شده را پیدا کنیم، سپس از طریق مطالعه دستگاه شناختی دیگر، اقدام به مقایسه و تطبیق کنیم.