روزی یک نفر می خواست ماشینش را بشورد، تمام لوازم را محیا کرد، ولی به طرز عجیبی شروع به شستن آن کرد!!! ابتدا پلاک ماشین را شست و سپس روی بقیه ماشین آب و کف پاشید.

مردمی که ناظر این ماجرا بودند از سر تعجب پرسیدند : چرا اول پلاک را می شوری؟ مرد پاسخ داد : آخه بارها ماشینی را که شسته ام، پس از اینکه کارم تمام شده و به پلاک رسیده ام متوجه شدم که ماشین متعلق به من نبوده، بنابراین دیگه تصمیم گرفتم اول پلاک ماشین را بشورم و بعد خود ماشین را.

دقت می کنید این جوک چقدر شبیه زندگی همه ماست! البته با این تفاوت که این بنده خدا بعد از شستن چند ماشین روش سالمی برای عمل خود پیدا کرد، ولی افسوس که خیلی از آدم ها 40 سال از زندگی شان می گذرد ولی هنوز انتخاب هایی می کنند که مال آن ها نیست و تا آخر آن هم هزینه می دهند و با روانی افسرده به خطای خود در آخرکار پی می برند ولی جالب است که باز هم به گونه ای دیگر آن را تکرار می کنند پس بهتر است ابتدا خودشناسی مطلوبی از خود داشته باشیم و سپس انتخاب های اصلی خود را انجام دهیم. روزی یک نفر می خواست ماشینش را بشورد، تمام لوازم را مهیا کرد، ولی به طرز عجیبی شروع به شستن آن کرد!!!

ابتدا پلاک ماشین را شست و سپس روی بقیه ماشین آب و کف پاشید.
مردمی که ناظر این ماجرا بودند از سر تعجب پرسیدند : چرا اول   پلاک  را
می شوری؟ مرد پاسخ داد : آخه بارها ماشینی را  که  شسته ام،  پس  از اینکه
کارم تمام شده و به  پلاک  رسیده ام  متوجه شدم  که  ماشین  متعلق  به  من
نبوده، بنابراین دیگه تصمیم گرفتم اول پلاک ماشین را بشورم و بعد  خود
ماشین را.
دقت می کنید این جوک چقدر شبیه زندگی همه ماست ! البته با این تفاوت که این بنده خود بعد از شستن چند ماشین روش سالمی برای عمل خود پیدا کرد، ولی افسوس که خیلی از آدم ها 40 سال از زندگی شان می گذرد ولی هنوز انتخاب هایی می کنند که مال آن ها نیست و تا آخر آن هم هزینه می دهند و با روانی افسرده به خطای خود در آخر .... می برند ولی جالب است که باز هم به گونه ای دیگر آن را تکرار می کنند پس بهتر است ابتدا خودشناسی مطلوبی از خود داشته باشیم و سپس انتخاب های اصلی خود را انجام دهیم.