قصه از پسری می گوید که سرباز و گلادیاتور پدرش است و جای پدرش می جنگد اما گمان می کند که این جنگ، جنگ برای رویاهایش است و آن رویاها، خواسته های واقعی اویند.

اما چه می شود که پسر جای پدر می جنگد؟