همه ما بواسطه رابطه ای که با پدر و مادرمان در دوران کودکی داشته ایم تحت تاثیر عقده "مثبت" یا "منفی" پدر و مادر قرار می گیریم. این عقده ها در صورتی که دیده نشده و مورد تحلیل قرار نگیرند، مانع اصلی بلوغ و جدایی و استقلال روانی ما از والدینمان خواهند شد. در اینجا به توضیح سه مرحله اساسی در ایجاد عقده مثبت و روند کسب استقلال روانی ازآن می پردازیم:

1. عقده مثبت؛ احساس ارزش به خود: 
عقده مثبت عقده ای است که در آغاز تأثیر مثبتی بر احساس فرد نسبت به زندگی، و بنابراین تأثیر مثبتی بر رشد هویت او نیز داشته است. تأثیر این عقده در آینده و تا وقتی که زمان رهایی از بند والدین فرا برسد، تداوم خواهد داشت. "عقده مادرِ مثبت" به کودک این احساس را می دهد که هستی، حق مسلم و بی چون و چرای اوست، که او موجود جالبی است، که او بخشی ازجهانی است که همه نیازهای او را-تمام و کمال- ارضا می کند. در نتیجه، ایگو می تواند به "دیگری" اعتماد و با او ارتباط برقرار کند. بدن، پایه و اساس عقده ی ایگو است. عقده ی مادر مثبت، به ما مجال می دهد که نیازهای بدنی مان را به عنوان چیزی "بهنجار و عادی" تجربه کنیم و آن ها را به شیوه ای بهنجار نیز ارضا کنیم. این عقده باعث می شود که از بدنمان، انرژی حیاتی مان، غذایمان و جنسیتمان کاملا لذت ببریم. بدن آزاد است که احساساتش را ابراز کند و چنین ابراز احساساتی را از جانب دیگران نیز بپذیرد. ایگویی که به این شکل رشد کرده باشد در ارتباط با دیگران می تواند از سرحد خودش فراتر رود و در عین حال نگران نباشد که از خودش غافل شود. این موضوع درباره صمیمیت هم صادق است: دیگران می توانند ما را درک کنند و ما نیز می توانیم آن ها را درک کنیم. آن ها در سلامت روان ما سهم دارند و ما در سلامت روان آن ها سهیم هستیم. وقتی به کسی اطمینان داده شود که دیگران به او علاقمند هستند و او را درک می کنند، وقتی فردی از جانب دیگران عشق، مراقبت، همدلی و حمایت دریافت کند ایگوی چنین فردی کنش سالمی خواهد داشت. 
2. پایان کودکی و تمنای استقلال حتی به شکل پنهانی! 

ادامه مطلب: http://goo.gl/E0pKde