موضوع انتخاب نشده همان چیزى است که باعث بروز مشکل مى شود. اگر کارى با موضوع انتخاب نشده نکنید، جایى در ضمیر ناخودآگاه تان عفونتى جزئى ایجاد مى کند و بعدآ از شما انتقام مى گیرد. شما قرار است چه کاری انجام بدهید که مدام از زیر آن شانه خالی می کنید؟

 
تا دیر نشده سراغ انجام کاری برو که مدت هاست از آن طفره میروی!
زندگى نزیسته در اثر عدم استفاده به سادگى «راهش را نمى گیرد برود»، یا به صِرفِ اینکه دورش بیندازیم و فکر کنیم دیگر به دردمان نمى خورد از بین نمى رود. برعکس، زندگى نزیسته آتش زیر خاکستر است که با افزایش سنّمان سربرمى آورد و مشکل ساز مى شود و حتى گاهى خیلى مشکل ساز. 
البته هیچکس نمى تواند تمام امکانات زندگى را در اختیار داشته باشد و با آنها زندگى کند، اما جوانب اساسى اى از وجود شما هست که باید وارد زندگى تان شود وگرنه هرگز احساس رضایت خاطر نخواهید کرد. 
وقتى در دوران میانسالى افسرده مى شویم و ناگهان از همسرمان، شغلمان، و زندگى مان متنفر مى شویم مى توانیم مطمئن باشیم که زندگى نزیسته مان در پى جلب توجه ماست. وقتى احساس بى قرارى، ملال یا پوچى مى کنیم و به رغم اینکه زندگى بیرونى مان سرشار از ثروت است زندگى مان را توخالى مى بینیم، زندگى نزیسته از ما طلب مشارکت مى کند. انجام ندادن این کار شیره وجودمان را مى کشد و دلسردمان مى کند و احساسى منفى از ملال یا شکست وجودمان را فرامى گیرد. همانطور که شاید قبلا کشف کرده باشید، بیشتر کار کردن یا بیشتر کسب کردن هم ناراحتى یا نارضایتى تان را فرو نمى نشاند. سرکوب کردن این احساسات سرکش یا انجام دادن کارها با احساس وظیفه شناسى هم کافى نیست. «مراقبه کردن روى نور» یا تلاش براى فراتر رفتن از رنج و درد زندگى زمینى هم مؤثر نیست. 
تنها آگاهى از خصوصیات سایه مى تواند کمک تان کند تا جایگاه مناسبى براى تاریکى پنهان درونتان بیابید و به این ترتیب تجربه رضایت بخش ترى خلق کنید. انجام ندادن این کار یعنى به جاى بیدار شدن و دعوتِ زندگى والا را لبیک گفتن، در دام ملال، تنهایى، برافروختگى و نارضایتى هاى زندگىِ محدود باقى ماندن. 

کتاب زندگی نزیسته ات را زندگی کن، نوشته رابرت جانسون